خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

 

اينجا دارد کماکان برف ميبارد شد ۵ روز . هواشناسی پيش بينی ميکند که تا شنبه هم برف خواهيم داشت . من برفی بيش از اين را به ياد ندارم .

محله ما هم که سيبری تهران است . امروز صبح تا زانو توی برف فرو ميرفتم و تازه به برفهای يخ زده روز پيش ميرسيدم .

امروز ۳ بار مردم مهربان شهرم کمکم کردند تا رسيدم محل کارم . اغلب کسانی که در اتومبيلشان جايی داشتند . مردم در راه مانده را سوار ميکردند . از آنجايی که اغلب مسووليت حمل ونقل مسافرين با مسافرکشانی است که در مقابل هيچ مرجعی پاسخگو نيستند در روزهايی که هوا مساعد نيست تقريبا مسافر کشی پيدا نميشود . در واقع اين خطر را نمیپذيرند  که به خاطر يک روز کار ، با احتمال تصادف بسيار بيشتر از روزهای ديگر روبرو باشند .

مردم شهر من به هم کمک ميکنند . مردم شهر من اگر بياموزند به يکديگر و به حقوق هم احترام بگذارند . مردم شهر من اگر برای انسان با هر عقيده و نظری احترام و حق قائل باشند . شهر من جای بهتری برای زندگی ميشود . بدون توجه به اينکه شهردار کيست . اصولا بر چنين شهری نميتوان هر شهرداری گمارد !   

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱۱/٢٠
تگ ها :