خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

 

خبر ناگهانی و قطعی بود : دو نفر از دانشجويان گروه کوهنوردی دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسی ......

تمام خاطراتم از کوه و گروه کوهنوردی دوره ميشود .

بچه ها از ما جوانتر بودند و نظرات ما برايشان زيادی محافظه کارانه بود . حق داشتند ، ما هم تحمل بزرگتر ها را نداشتيم . ولی نميتوانم خودم را ببخشم شايد اگر گروه را تنها نميگذاشتيم . اين اتفاق نمی افتاد . ما پيرتر و محتاط تر بوديم .

دلم برای گروهی ميسوزد که به احتمال زياد قربانی يک اتفاق ميشود . گروهی که با تلاش تک تک ما پا گرفت و رشد کرد . دلم برای جوانانی ميسوزد که يک دريچه ديگر به رويشان بسته ميشود . و دلم برای دو جوان ميسوزد که جانشان را در پرتگاه های دالانکوه از دست دادند . دلم برای تمام قله هايی که فتح نکرده بودند ميسوزد . و دلم برای تمام قله هايی که فتح نخواهد شد ميسوزد .

تحمل مراسم تشييع جنازه و ختم و... ندارم . تنها به سوگی عميق نشسته ام . ببخشيد ، حالتان را گرفتم .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۸:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/۳
تگ ها :