خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

 

آره من خودم هم متعجب شدم که ميخوام به رفسنجانی رای بدهم . ولی من به چند دليل حاضر نيستم به احمدی نژاد رای بدهم . آن هم شناخت شخص خودم از چند نفر از اطرافيان اوست :

۱ . خانم مهندس مهنوش معتمدی آذر عضو محترم شورای شهر تهران . ( همين شورای شهری که احمدی نژاد را به عنوان شهردار تهران انتخاب کرده است )

اين خانم از اساتيد دانشگاه ما بود و با وجود نداشتن دکترا در رقابت های تبليغاتی خودش را به دروغ دکتر معرفی کرد . همين خانم يکی از مشکلاتش در دانشکده اين بود که دختران دانشجو با صدای بلند يکديگر را با نام کوچک صدا ميکنند ـ در حاليکه پسران دانشجو ميشنوند ) و اين موضوع اشکال شرعی دارد ! يک مشکل ديگرش هم اين بود که پسران صدای دخترانی که در کتابخانه دختران در حال درس خواندن هستند ميشنود .

 

۲ . آقای صادق اماميان . اين آقا هم کلاسی من در دانشکده بود و عضو بسيج دانشگاه بود . و درحال حاضر شهردار منطقه ۲۰ تهران است . در روزهای ۱۸ تير ۷۸ همين آقا وقتی بچه های خوابگاه پسران دانشکده عمران برای جلوگيری از ورود گروههای فشار به داخل خوابگاه جلوی در ورودی صف کشيده بودند ، به برادران انصار راه در ورودی پشتی را نشان ميداد که بتوانند از پشت سر بچه ها وارد خوابگاه شوند و بچه ها را کتک بزنند .  

 

به نظرم آقای احمدی نژاد آزاد است در تبليغات انتخاباتی اش هر چه دوست دارد درباره کنترل گروههای فشار و به کار گرفتن نيروی کار زنان حرف بزند . کنتور که ندارد . کسی هم اگر فردا پيدا شود و از وعده های عمل نشده سوال کند . ميتوان به روش مقتضی پاسخش را داد . ولی برای من همين دو نمونه کافيست که نخواهم او رئيس جمهور شود .

من باز هم دارم بين بد و بدتر ، بد را انتخاب ميکنم . من هرگز معتقد نيستم که رفسنجانی کاری خواهد کرد که من به مطالباتم برسم . ولی نميخواهم آنچه که به دست آورده ايم را هم از دست بدهم . من ترجيح ميدهم ۸ سال به عقب برگردم تا آنکه ۲۴ سال به عقب برگردم .

من به قضاوتهای هيچ کس اهميتی نميدهم . نه آنان که رای دادنم در دور اول به معين را هم مشروعيت دادن به نظام و خيانت به آزادی و دموکراسی و.... ميدانند . نه آنانکه رای دادنم به هاشمی را تسليم بازی جمهوری اسلامی شدن ميدانند . نه آنان که فکر ميکنند احمدی نژاد دسته گل محمدی است و بوی رجايی می آورد و من حتما کافرم که به کس ديگری رای ميدهم . من مدتهاست که به قضاوت هيچکدام از اينها اهميت نميدهم . من يک برگ رای سهم دارم . و فقط همين يک برگ رای را . بنابراين به آن شيوه ای که خودم درست بدانم از آن استفاده ميکنم .

هر کس هم فکر ميکند . نوشته ام تند است و عصبانی هستم و از نوشته هايم بهش بر ميخورد. آزاد است هرجور که دوست دارد فکر کند . 

همين !

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٤/۱
تگ ها :