خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

ناگفته های جنگ !

جزئيات پيشنهادهاي مطرح‌شده براي آتش‌بس ايران پس از فتح خرمشهر ( از زبان ولايتی وزير امور خارجه وقت )

به طور خلاصه آقای ولايتی ميفرمايند :

با فتح خرمشهر در سوم خرداد سال 1361 ...... تلاش چندماهه ايران براي بازپس‌گيري مناطق اشغال‌شده به دستاوردهاي خوبي منجر شده و در مناطق استراتژيكي چون آبادان و خرمشهر به نتيجه رسيده بود. اما هنوز مناطق گسترده‌اي در طول نوار 1200 كيلومتري مرزي وجود داشت كه تحت اشغال عراقي‌ها بود و اين اشغال، حتي تا پايان جنگ و آتش‌بس هم ادامه داشت.

در آن مقطع، اين ايده در شوراي عالي دفاع مطرح شد كه اگر نقاطي را در داخل خاك تصرف تعريف كنيم، ابزار لازم براي وارد كردن فشار به عراقي‌ها براي عقب‌نشيني آنان به مرزها و محكوميت متجاوز و دريافت غرامت از عراق به دست مي‌آيد.
پس از فتح خرمشهر، جرياني آغاز شد كه شامل ابتكار برخي از كشورها براي پايان جنگ بود. در اين ابتكارها براي اولين بار، مسئله دريافت غرامت و عقب‌نشيني تا مرزها كه خواسته‌هاي اصلي ما بود، مطرح شد. عقب‌نشيني به مرزها و پايان اشغال ايران، براي ما اولويت نخست را داشت. چراكه حتي تا پايان جنگ و پذيرش قطعنامه 598، حدود بيست هزار كيلومتر مربع از خاك ما در اشغال ارتش عراق بود و اگر ما بلافاصله پس از بازپس‌گيري خرمشهر صلح را مي‌پذيرفتيم، عملا با اين سؤال مهم روبه‌رو مي‌شديم كه چه تضميني وجود دارد كه ما بقيه خاك ايران را پس بگيريم.

اگر ما پس از فتح خرمشهر، صلح را مي‌پذيرفتيم، با توجه به وضعيت قطعنامه‌هاي سازمان ملل كه طي آنها تنها از آتش‌بس صحبت شده و بر عقب‌نشيني تأكيد نشده بود، عملا هيچ تضميني ـ حتي صوري ـ براي عقب‌نشيني نداشتيم و طبيعتا نيروهاي داوطلب جبهه را ترك مي‌كردند و نظاميان حرفه‌اي ما از نظر تعداد، قابل مقايسه با ارتش عراق كه سه برابر شده بود، نبود و شرايط براي از دست رفتن خاك اشغال شده و حتي تهديد براي ادامه حمله نظامي مجدد عراق به ايران وجود داشت.

شطي به تهران آمد و به ما پيشنهاد كرد كه مي‌تواند با مذاكره با دولت‌هاي ثروتمند عربي حامي عراق در جنگ براي ما غرامت بگيرد. رقم پيشنهادي شطي ده ميليارد دلار بود كه در مقابل ما گفتيم، اصل بحث را قبول داريم، اما اين رقم مورد پذيرش ما نيست و بايد درباره مبلغ آن مذاكره كنيم......نمي‌توانست از طرف دولت‌هاي عربي حتي همان مبلغ ناچيز ده ميليارد دلار را كه يك‌دهم برآورد آقاي ابوفرج كارشناس سوماليايي سازمان ملل است، تضمين كند. اين كارشناس خسارت ايران در جنگ را صد ميليارد دلار برآورد كرده بود هرچند جمهوري اسلامي معتقد است اين رقم نيز واقعي نيست و خسارت ايران در جنگ بالغ بر هزار ميليارد دلار است.

اما چند سوال : ۱) در زمان پذيرش قطعنامه هم همچنان بخشهايی از اراضی ايران در اشغال عراق بود پس با طولانی تر شدن جنگ به مدت شش سال چه چيزی در اين مورد عوض شد ؟

۲) اگر شرايط پيشنهادی برای صلح ( غرامت کم و عدم تضمين برای عقب نشينی عراق ) باعث شد که اين پيشنهاد پديرفته نشود . ما با طولانی تر کردن جنگ دقيقا چه شرايطی به دست آورديم ؟ ما هنوز يک دلار هم غرامت نگرفته ايم قرار هم نيست بگيريم ! حتی در دادگاه صدام هم خبری از جنگ ايران نيست .

۳ )پذيرش قطعنامه ۵۹۸ در سال ۱۳۶۶ به ايران پيشنهاد شد . ( آن زمان فاو در اشغال ايران بود ) و ايران آن را در سال ۶۷ پذيرفت ( آن زمان عراق فاو را از ايران پس گرفته بود ) . اين تا خير هم برای بهتر شدن شرايط مذاکره بود ؟

راستش من فکر ميکنم جنگ ادامه پيدا کرد چون حکومت ايران برای ادامه حاکميتش نياز به يک تهديد خارجی داشت تا به بهانه اين بحران و شرايط ويژه ، بدون پاسخ به پرسشی سياست هايش را ادامه بدهد . همين !


  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٧/۱٧
تگ ها :