خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

 

یادش به خیر دوره ای که کلاس داستان نویسی میرفتم .

 استاد  خوبم ناصر ایرانی همیشه میگفت تا حس کردی داستانی آماده نوشتن داری،
بنویس ! معطلش نکن !
به این پند استاد عمل کردم و باز داستانی نوشتم . گرچه امیدی به چاپش در ایران هرگز ندارم .
حالا هم خوشحالم چون نوشته ام و هم ناراحت که چرا این پند را همیشه به کار نمیگیرم و خیلی های دیگر را نمینویسم انگار داستانهای نا نوشته ام موجوداتی هستند که من از زنده بودن محرومشان کرده ام .

پ. ن : باز کوههای شمال تهران به جادوی دود ناپديد شده اند !!!

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٩/٢٠
تگ ها :