خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

 

يکم : بنده يک جفت کفش ابتياع نمودم ، زيبا کفشی به مارک تريلر ( شانس آوردم مارکش موتور سه چرخه يا وانت بار نيست  ) از بدو ابتياع تا کنون به وسيله پيغام کوتاه به اکثر دوستان اطلاع داده ام که قلب جملگی را به نار اندر کنم . به ذهنم خطور کرد که هنوز قليلی از دوستان بی خبرند که ديديم ارجح و اسرع طرق اين است که در اين صفحه هم اطلاعيه بزنيم !!!!

دوم : نترسيد قرار نيست پويا طلاقم بده ( چون نميتونه ،‌ حق طلاق با منه !!!  ) مدتی است که دارم فکر ميکنم اگر آن زمان که ازدواج کردم  ( نزديک به ۵ سال پيش ) کمی جسارت بيشتری داشتم و سعی ميکردم خانه ای مستقل از پدر و مادرم اجاره کنم و به جای ازدواج با پويا دوست باقی ميماندیم شرايط چقدر عوض ميشد ؟ خوب تقريبا به همون نتيجه ای که در پست پايين هم نوشتم ، رسيدم ! حالا با کمی کم و زياد .

اما چرا اين نتيجه گيری را اينجا نوشتم :  تقصير پويا است که امسال اصلا ماموريت نرفته ! و البته تقصير برادر فسقلی پويا که قدش از مجموع قد من و پويا يه کم کمتره ولی حتی از پويا هم نا مرتب تر و بی قيدتره چيزی حدودای پدر پويا ! و اومده خونه ما . خوب اگه ما دوست بوديم که من ناچار نبودم اين همه صبوری به جز پويا رو ببينم . و البته پويا هم ناچار نبود اين همه خجسته يه جز من را ببيند !

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٧:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٩/٢۳
تگ ها :