خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

 

تصور کنيد يک آدمی مدام به شما بگه من خيليييييييييييييييييييی دوستت دارم . تو خيلی نازی ، گلی و...... بعد شما بفهميد هرچی درد دل با اون آدم از اول آشنايی تا حالا کرديد مستقيم کف دست طرف مقابل بوده .

عصبانی نيستم ( که اين خودش خيلی عجيبه فکر کنم دارم پير ميشم ! ) ناراحت هم خيلی نيستم ( اين زياد عجيب نيست ) ولی گيجم نميفهمم منظور اون آدم از اينکه مدام به من ميگه خيلی دوستم داره چيه . امروز ميخوام يک زنگ به طرف بزنم و ازش خواهش کنم ديگه به من نگه دوستم داره . همين !

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٧:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٢/۱٢
تگ ها :