خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

 

روز جمعه بعد از ظهر به عنوان حسن ختام تعطیلات ناگهانی ، رفتیم شهر کتاب . بعد از اینکه کلی با دیدن و ورق زدن کتابها حال کردم . دوجلد کتاب خریدم از سپیده شاملو : انگار گفته بودی لیلی و سرخی تو از من . اولی را خواندم و دومی را دیشب شروع کردم ( البته همان دیشب هم بیش از نیمی از کتاب را خواندم ) و خلاصه اینکه : خوشمان آمد . خصوصا از سرخی تو از من . فصل آغاز کتاب که به نظرم عالی است . گرچه طبق معمول داستانهای ایرانی یک کمی عدم اطلاع از مشاغل دارد . ولی باز هم خوب است خیلی خوب .

قبل از اینها هم عطر سنبل عطر کاج را خواندم و خندیدم . از این هم خوشمان آمد . اگر میخواهید همه لحظات خواندن لبخندی به لب داشته باشید و هر چند صفحه صدای خنده تان بلند شود بخوانیدش .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٦:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۸/٩
تگ ها :