خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

 

خسته ام ، از زن بودن خسته شده ام . از زن بودن در این وضعیت نه سنتی ، نه مدرن خسته شده ام . تمام امتیازات یک زن سنتی را داده ام که حقوق انسانی به دست بیاورم ولی هنوز همان اندازه زن سنتی هم حق و حقوق ندارم . حالم از خودم و بی ارادگی خودم به هم میخورد . دلم میخواهد کارم را ول کنم بنشینم خانه فقط رمان بخوانم و آشپزی کنم . گل بخرم و چای دم کنم منتظر همسر مهربانم باشم . خسته شده ام از این شتر گاو پلنگی که هستم از این شیر بی یال و دم و اشکم خسته ام . دلم میخواهد از خودم و تمام اطرافیانم فرار کنم .

پ . ن : لطفا موضوع را به خارج از این وبلاگ گسترش ندهید . هرچه خواستید بگویید ولی در نظر خواهی همین وبلاگ !

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/۱۳
تگ ها :