خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

 

بابا بیمارستانه ! نگرانم . حالم خوش نیست از دیروز که فهمیدم گیجم و فقط به یک چیز فکر میکنم اگه ایران نباشم و یه همچین اتفاقی بیافته من دیوونه میشم . تازه الان میتونه موضوع خیلی جدی نباشه ، کمر درد داره و شاید با استراحت خوب بشه . از ته دل آرزو میکنم که کار به جراحی نرسه . بدترین چیز اینه که تصویر آسیب ناپذیر و قوی پدر تو ذهن آدم خراب بشه . و اینکه با چشم خودت ببینی که دیگه بابا پیر شده و باید این حقیقتو بپذیری .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۳/۱۸
تگ ها :