خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

 

خوب به یک بازی دعوت شدم که باید از تحولات دوران مدرسه بگم .

اولین نکته ای که درباره مدرسه به ذهنم میرسه اینه که من فقط دو تا مدرسه عوض کردم

دبستان : به شدت شیطون بودم و بدون اینکه خیلی درس بخونم نمراتم خوب بود . سال چهارم با مرجان دوست شدم که هنوز هم بهترین دوست منه و بهترین اتفاق اون دورانم بوده .نکته جالب اینه که همیشه معلمهام ازم راضی بودن و ناظم ها از دستم شاکی بودن !

راهنمایی و دبیرستان : خوب رفتم مدرسه فرزانگان و تمام اعتماد به نفس گذشته ام که بچه درسخوان و باهوشی هستم در یک هفته با خاک یکسان شد و تا آخر دبیرستان هم ترمییم نشد . همانجا حس کردم در زبان انگلیسی ضعیفم و این حس تا همین پارسال که برای اولین بار رفتم کلاس زبان ، ادامه داشت و وقتی تاپ استیودنت شدم کمی این ذهنیت عوض شد ! سوم راهنمایی در درس انشا خیلی خوب بودم و این باعث شد که به نوشتن علاقمند بشم و این علاقه تا همین حالا هر روز بیشتر شده ! از اول دبیرستان در ریاضی جدید خوب بودم واین باعث شد به دیجیتال و بعد الکترونیک علاقمند بشم و در ادامه افتادم تو هچل رشته برق ! دبیرستان به شدت کتاب میخوندم هرچه که به دستم میرسید و دوستای خیلی خوبی داشتم که تو مدرسه خیلی بهمون خوش میگذشت . همون دوره تحت تاثیر فضای مدرسه مذهبی شدم که الان فکر میکنم که خیلی باعث محدودیتم شد . از بروز این عقاید پشیمان نیستم چون باید مذهبی میشدم تا مذهب برایم تمام شود ولی فکر میکنم کاش آن دوره از زندگیم را آزادتر زندگی میکردم !

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/٢٤
تگ ها :