خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

 

همین الان دو سوم کاری که میخواستم تا آخر آذر انجام دهم ، تمام شد . بقیه را منتظرم تا مواد خامش به دستم برسد ، شاید تا اخر آذر نه ولی به زودی تمامش میکنم .

دارم به درک جدیدی از تواناییم در نوشتن دست پیدا میکنم . اینکه نوشتن برای من آسان است و از نوشتن لذت میبرم ، میتواند لزوما به این معنی نباشد که برای من نویسنده شدن تنها شغل مناسب است . دارم به شغلهایی فکر میکنم که به توانایی نوشتن احتیاج دارند . چیزی به فکر شما میرسد ؟

چند روزی داشتم آرشیو یک وبلاگ را میخواندم . وبلاگ از اول ،  وبلاگ یک مادر نبود ولی بعد از بارداری نویسنده وبلاگ ، شرح کاملی از احساسات رو به گسترش مادرانه داشت . بعد از خواندنش حس کردم چقدر عشق مادرانه هم میتواند مشابه بقیه عشقها باشد . مادری که فرزندش دیگر در آغوش او نمیخوابد ، یا دیگر از سینه او شیر نمیخورد ، دلش برای این لحظه ها تنگ میشود . ولی جبر زندگی به او اجازه بازگشت نمیدهد . چه انتظار بیهوده ای بعضی از ما (مثلا خود من ) داریم که میخواهیم لحظات عاشقی مثل قبل تکرار شود . عشق هم مثل آدمهای درگیرش میتواند بالغ شود .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٢٧
تگ ها :