خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

 

خواب بد تا حالا دیدین ؟ خیلی بد چی ؟ کابوس چی ؟ اونوقت این کابوسها و خوابهای بدتون تکرار هم میشن ؟ حالا با جزییات نه , ولی با یک مفهوم و خط سیر کلی چی , تکرار میشن ؟

میدونین کابوس تکرار شونده من چیه ؟ دیر رسیدن ....(دوستان شروع کنید : ای بچه مثبت ! ) نه دیر رسیدن در ابعاد معمول , مثلا ظهر رفتن بر سر قراری که باید صبح میرفتم یا دیر رسیدن به مراسم عروسی یک دوست وقتی همه مهمانها رفته اند و کارگرها دارند میز و صندلی ها را جمع میکنند . و این در حالیه که خیلی زودتر از بقیه آماده شده ام ولی یک رشته از اتفاقات متوالی باعث میشه دیر برسم . مثلا کاملا آماده برای رفتن هستم که تلفن خانه زنگ میزند و مجبور میشوم یک ساعت حرف بزنم بعد دوستی را در خیابان میبینم که او هم یک ساعت وقتم را میگیرد و در تمام این مدت من اصلا توانایی قطع کردن این مکالمات را ندارم . میزان استرسی که به من در این خوابها وارد میشه برام قابل بیان نیست .....دیشب فهمیدم بزرگترین ترس ذهنی من از دست دادن فرصتهاست . همیشه میترسم اگر موقعیتی را از دست بدهم در آینده حسرت خواهم خورد ! و جالبه که با این همه ترس به نظرم فرصتهای زیادی را از دست داده ام . با اینکه در بیداری معمولا سر قرارها یا زود میرسم یا به موقع ، احساسم نسبت به زندگی ام این است که وقت زیاد تلف کرده ام ! انگار در عالم بیداری هم در مکالمات بیهوده فراوانی شرکت میکنم که فقط وقتم را تلف میکنند و توان قطع کردنشان را ندارم . و در نهایت دیر میرسم . یک دایره بسته که قاطعیت کافی برای خارج شدن از آن را ندارم .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٧:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢٥
تگ ها :