خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

اولین موفقیت من در جریانات خونه تکونی !

جمعه صبح از خواب بیدار میشی گرچه کمی احساس خستگی داری ولی دیگه خوابت نمیاد ولی چشمات باز نمیشه ! به سختی خودت رو جلوی آینه میرسونی و میبینی که پشت پلکت ورم کرده . فکر میکنی که باز به لوازم آرایشی ات حساسیت دادی . ولی یادت میافته که از آخرین باری که آرایش کردی حدود یک هفته میگذره . پس چس شده ؟ آهان یادت میاد که دیشب ساعت ده شب به طور ناگهانی زهرا خانوم درونی ات فعال شده و خونه تکونی شروع کرده . از اونجایی که شکمویی و آشپزی رو به تمام کارای خونه ترجیح میدی , خونه تکونی رو هم از آشپزخونه شروع کردی و از کابینت ادویه ها ...فلفل قرمزهای نکوبیده و تو که خوابت میومد و چشمات را مدام میمالیدی .....بله به سلامتی موفق شدی چشمات رو به ف....فنا بدی !

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱۱
تگ ها :