خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

هدیه ای برای کودک درون

عصر چهارشنبه است و به شدت احساس تنهایی و دلتنگی داری . به تجربه میدانی که باید کاری برای خودت بکنی میدانی که  باید دل کودک درونت را به دست بیاوری . میدان تجریش با جشنواره رنگهایش انتخاب خوبی است . بالغ درون دست کودک درون رو گرفت و دور از غرغرهای والد درون بردش تجریش .

ساناز جونم برات بستنی بخرم؟

نُمُخوام

ذرت مکزیکی میخوای کوچولو؟

نُمُخوام

برات گل سر بخرم ؟ رنگی رنگی ! خوشگل !

نُمُخوام 

پس چی میخوای عزیز دلم ؟

از اونا

 

 

این کودک درون ما یک جفت صندل چرم قهوه ای پسندید . که به نظرم انصافا سلیقه اش خوبه . و چون مدلش اصلا مناسب بچه ها نیست قرار شد بالغ درون و والد درون مشترک ازش استفاده کنن و به جاش کودک درون رو بردن تندیس یه فنجون قهوه بهش دادن . چی ؟ قهوه هم مناسب بچه نیست ؟ خوب چی کار کنم دلش میخواست بچم !

 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٦
تگ ها :