خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

عصر جمعه و نوشتن

در یک از آن موقعیتهایی هستم که حس میکنم باید بنویسم , اگرنه یک بلایی سرم میاید . ولی در عین حال هیچ چیز از پیش تعیین شده ای برای نوشتن ندارم . فقط مینویسم که نوشته  باشم . نه قصد دارم حس و حالی را شرح بدهم نه خدای نکرده پیامی را انتقال بدهم یا مثلا جمعی را از نگرانی بیرون بیاورم . فقط میخواهم بنویسم که نوشته باشم !

نمیدانم چند نفر از کسانی که این خطها را میخوانند به نوشتن حسی مشابه حس من دارند . برای من نوشتن ساده ترین و در عین حال لذت بخش ترین کار دنیا ست . برای فکر کردن مینویسم . برای لذت بردن مینویسم برای سبک شدن غمهایم مینویسم برای عمیق شدن شادیهایم مینویسم . برای رفع شدن استرسهایم مینویسم . برای سرگرمی مینویسم برای شناختن احساساتم مینویسم ....خلاصه که من و نوشتن رابطه عجیبی با هم داریم . خدا عمر با عزت به نوشتن بدهد که بهترین رفیق و یار من است که هرگز تا به حال من را تنها نگذاشته و همیشه بهترین کمکها برایم بوده و لذیذترین لذتها را برایم به ارمغان آورده .

و حالا که با خودم فکر میکنم . میبینم من باید خیلی بی معرفت باشم که با وجود این رابطه با نوشتن به دنبال هدف در زندگیم میگشتم . نمیدانم یادتان هست یا نه که آرزوی من برای سال جدید در لحظه تحویل سال پیدا کردن هدفم در زندگی بود . به گمانم که پیدایش کرده ام . مهم نیست چقدر طول بکشد ومهم نیست چقدر سخت باشد من نویسنده میشوم . به تمام احساساتم به نوشتن قسم که من نویسنده میشوم !

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۸
تگ ها :