خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

از نق تا اعتراض

خیلی پیش از اینکه ازدواج کنم یا حتی شریک عاطفی داشته باشم , تصویر یک زن که دائم نق می زند و گیر می دهد ولی هیچ نتیجه ای نمی گیرد  و هیچ گوش شنوایی پیدا نمی کند گوشه ای از ذهنم بود و می دانستم که نمی خواهم هرگز تبدیل به چنین آدمی بشوم  .

بعد از ازدواج ...از سالهای اول که همه چیز عاشقانه و بی عیب و ایراد است که بگذریم ,  کار به جایی رسید که دیدم از ترس ننه غرغرو بودن تبدیل شده ام به یک آدم عقده ای ! آدمی که هیچ حرفی نمی زند مبادا که نق باشد . ولی پر است از حرف ناگفته . اگر هم حرفی می زدم با چنان درجه ای از عصبیت بود ( فکر کنم همه کمابیش می دانید که پتانسیل من برای عصبی بودن چقدر زیاد است )  که حتی اگر حرفم به حق بود , در نهایت متنضرر ماجرا خودم بودم . که این اتفاقات هم باعث شد  حرفهای فرو خورده و عقده هایم  روز به روز بیشتر شوند . تا جایی که دیدم بر خلاف ظاهرم که در سکوت مطلق است درونم یک غرغروی عقده ای دارم که هرگز نمی خواسته ام باشم . درد بدی بود , بودن کسی که نمی خواهی باشی , با تمام وجودت نمی خواهی .

این استخوان لای زخم ادامه داشت تا کسی که حق استادی به گردنم دارد . چیزی درباره " غر " گفت که به مرور برایم شد شاه کلید. " ویژگی غر این است که گوینده اش احساس قربانی بودن دارد ."  و قربانی یعنی کسی که حس می کند بدون آنکه تاثیری بر روند وقایع زندگی اش داشته باشد , دیگران و همیشه دیگران باعث ویرانی زندگی اش شده اند . و در مقابل مفهوم آدم مسوول وجود دارد که کسی است که سهم خودش را در بروز مشکلاتش می پذیرد و برای حل آنها چاره جویی می کند و طبیعتا گاهی این چاره جویی بیان یک مشکل و یا شرایط نخواستنی است .

شاید در بیرون هیچ تفاوتی دیده نشود بین "غر " و "اعتراض" . ولی تجربه شخصی من به من ثابت کرد که دنیای درونم به کل در این دو وضعیت متفاوت است . آدمی که غر می زند , قربانی است و ضعیف . و آدمی که اعتراض می کند , مسوول است و قوی .

هنوز هم گاهی نق می زنم و غر می زنم ولی می دانم که توانایی اعتراض کردن دارم و این به من احساس بی نظیری از توانمندی می دهد .

البته این شرایط فقط مختص به رابطه همسری یا رابطه عاطفی نیست . دلیلم برای  بیان موضوع  در ارتباط با رابطه همسری این بود که از این رابطه غر خیز تر ندیده ام .

 

 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢٤
تگ ها :