سرخوشانه

 

چند روزی است که خیلی سرحالم. آنقدر که گاهی حس می‌کنم حتی سرجایم بند نیستم. به نوروز و تعطیلات و سفری که در پیش دارم فکر می‌کنم و هی ذوق می‌کنم. هوا هم که هی بهاری و بارانی و خوشگل و آجیلی می‌شود و من خوشحال‌تر می‌شوم.

امروز هم می‌خواهم بروم شهرکتاب آرین کتاب بخرم. می‌خواهم خرید کنم فقط به قصد لذت. اصلا به "باید بخوانمش" ها فکر نکنم.

 

 

/ 7 نظر / 3 بازدید
.

آخی... راست می گی، من هم به سفرش فکر کردم سرخوش شدم :) :) :) :)

ساسان م

سلام نمردیم دیدیم کسی سرخوش باشه-- تبریک میگم همیشه سلامت وخوش باشید وبلاگ خوبی داری

تربچه

واي من هم خيلي سرحالم. پر از شور و اميدم. اميدوارم تا مدتها اين احساس خوب همراهت باشد.

پونه

منهم همیشه این موقع های سال همین حال و هوا را دارم.بهت حق می دم و در شادیت شریکم اما هی نیا اینجا بنویسش.چشم می خوری مادر

سمانه

[لبخند] فکر کردن به سفر واقعآ زندگی بخش و هیجان آوره.آدم اینجور مواقع انگار شادیشو در جهان دور و برش ساری می کنه و بعد خودش بر جریان بازتاب اون شادی از دور و برش سوار می شه! خیلی برات خوشحالم.

مینا

ساناز میری المان؟

يه همسايه

" به بايد بخوانمش " ها فكر نكنم ... چه جالب بود