در تدارک سفر(2)

 

باز امشب چمدان را باز خواهم گذاشت وسط خانه و هی می‌روم توی اتاق‌خواب و با یک تکه لباس برمی‌گردم. اینم ببرم؟ چرا نبرم جا که دارم اضافه بار هم که ندارم. بعد نمی‌دانم چه می‌شود که بارهایم دو برابر گنجایش چمدانم می‌شود و دانه دانه فکر می‌کنم دو تا شلوار جین می‌خواهم چه کار؟ این دو تا کفش این همه عین هم را چرا ببرم. کیف؟ یه دونه بسه....بعد از آن‌طرف بوم می‌افتم و نصف چمدان خالی می‌ماند و دوباره تکه تکه بارهایم اضافه می‌شود و این حرکت نوسانی را آنقدر ادامه می‌دهم تا بار و گنجایش چمدانم به‌هم برسند.

خوش‌حال و هیجان‌زده‌ام. سفرم کوتاه‌ است هرچند که عمر سفر همیشه کوتاه است. این‌بار سفرم فقط به قصد استراحت و لذت است. هیچ‌کس آن‌طرف منتظرم نیست. دلم بی‌تاب دیدن هیچ عزیزی آن ور مرز نیست. آن احساس بی‌نظیر دیدن عزیزت از پشت شیشه‌ها و دست تکان دادن‌های بی‌امان را نخواهم چشید. با خودم هیچ سوغاتی نمی‌برم.

نمی‌دانم چقدر اینترنت در دسترسم خواهد بود و اصولا چقدر هوس وب‌گردی داشته‌باشم. اما سرکار خانوم پینگو خانوم (لپ‌تاپ عزیزدلم) همراهم خواهم بود. حتما خواهم نوشت. حالا یا هم‌زمان یا با کمی تاخیر این‌جا گزارش سفر خواهم‌داد.

 

/ 4 نظر / 5 بازدید
شیرین و فرهاد

سفر به سلامت نگاهی منتظر همیشه دنبال نگاهمان هست فقط باید خواند[گل]

ليلا

خوش بگذره دوستم.[گل]

Shakila

khosh begzare va montazer e post hay khandanit hatsam

مامان سروش

خیلی خوش بگذره . سفارشات یادت نره [چشمک]