زمان باز یافته !

همین الان خواندن رمان هشت جلدی در جستجوی زمان از دست رفته رو به پایان بردم , بعد از حدود هشت ماه !

من دور و بر خودم کسی رو نمیشناسم که این رمان رو خونده باشه *. یادم میاد زمانی که بازی کارهای نیمه تمام تو وبلاگستان رواج داشت خوندن این کتاب جز کارهای نیمه تمام خیلی از بلاگرهای اهل کتاب بود . این حس خوبی به من میده , انجام کاری و به پایان رسوندنش ....بستن یه پرونده باز که همیشه ته ذهنت ازت انرژی میگیره , پرونده ای که بستنش میتونه تمام اون انرژی هایی که ازت گرفته رو یکباره بهت برگردونه . خوشحالم از به پایان بردن این رمان طولانی و احساس توانمندی عجیبی دارم . حس میکنم من قادر به انجام هر کاری که اراده کنم هستم . فقط اگر اراده کنم !‌

 کاش چندتایی از دوستام هم بخوننش که بتونیم دربارش با هم حرف بزنیم .شاید تو یه فرصت دیگه درباره کتاب اینجا نوشتم . فعلا من پرم از احساس خوشایند به پایان بردن این کتاب ، خود کتاب در درجه بعدی اهمیت قرار داره !!!ببخشید آقای پروست !

 

*    : بعد از نوشتن این پست فهمیدم که یحیی این کتاب رو خونده . فقط گفتم که گفته باشم !‌

 

 

/ 6 نظر / 4 بازدید
فامی

سانازی تبریک. لطف می کنی اگه بدی من شروع کنم .من از رمانهای چند جلدی خوشم می آد. مرسی

ساناز

فامی جان اولین باری که دیدمت جلد اول رو بهت میدم

سمانه دادرس

سلام ساناز جان وبلاگت رو اتفاقی دیدم واز این اتفاق خوشحالم(: خیییییییییییییییلی درکت می کنم! 8-7سال پیش,دورانی که با شیفتگی زبان فرانسه رو دنبال می کردم,بعد از شازده کوچولو,بیگانه و ژان کریستف,خوندن این رمان رو بی واسطه ترجمه شروع کردم.نزدیک به 2سال طول کشید!اما با تموم شدن فصل 7,اطمینان داشتم زمان و انرژیمو بازیافتم!اگه درست خاطرم باشه عنوان فصل7 هم تو همین مایه ها بود! پر از ایهام های زبانی و استعاره و .. همیشه برام سوال بود پروست با زیر و رو کردن خاطرات,می خواد بگه ما آدمها زمانمون رو فنا کردیم یا گم؟تو اولی امید نیست و در دومی هست. خوشحال می شم بیشتر در موردش صحبت کنیم.

سمانه دادرس

یک لحظه احساس کردم خیلی از لحظات برنامه خوزستان از دست رفت!!

صالح

سلام میخواستم بگم یه مطلب تازه گذاشتم خوشحال میشم سر بزنید

منیژه

خیلی نامردی مگه قرار نبود کتابتو به من بدی