نمی توانم زيبا نباشم .....

نمی توانم زيبا نباشم
عشوه ای نباشم در تجلی ی جاودانه .
چنان زيبای ام من
که گذرگاه ام را بهاری نا به خويش آذين می کند :
در جهان پيرامن ام
هرگز
خون
عريانی جان نيست
و کبک را هراسناکی ی سرب
از خرام
باز
نمی دارد .

چنان زيبای ام من
که الله اکبر
وصفی ست ناگزير
که از من می کنی .

زهری بی پاد زهرم در معرض تو .
جهان اگر زيباست
مجيز حضور مرا می گويد .-

ابلها مردا
عدوی تو نيستم من
انکار توام .


احمد شاملو - ۱۳۶۲ (مدايح بی صله )




/ 2 نظر / 3 بازدید
علي

مدايح بي صله منو ياد وبلاگيدن بي صله خودمان انداخت :)