صدام ...

به نظر ميرسد صدام هر روز به پايان نزديکتر ميشود . يکی از کسانی که کودکی من را و خيلی ديگر را به آتش و خون و ترس آميخت در گوشه ای از دنيا مخفی شده و با اصطلاحاتی مثل جهاد و شهادت سعی ميکند پايانش را طولانی تر کند .
چرا ديکتاتور ها باور نميکنند که روزی به پايان خواهند رسيد . چرا حتی اين ذره شجاعت را ندارند که روزهای آخر عمرشان را به يک طنز تلخ تبديل نکنند ؟
در تمام کودکي ام که در جنگ گذشت باورم نميشد روزی بدون جنگ را ببينم و ديدم . هرگز تصور نميکردم خواری صدام را ببينم و ديدم . آيا آنچه را که حالا آرزو ميکنم را خواهم ديد ؟ روزی بدون ..... روزی با .....خواری .... روزی که بدون ترس جاهای خالی را با کلمات مناسب پر کنم .

/ 6 نظر / 3 بازدید
pedram

سلام جالبه راستی چند سالتونه؟ به منم سر بزنین نظر يادتون نره تا بعد

تیگلاط

آره.اون روز مياد.ولی معلوم نيست کی...

ناشناس

خواری<-------- اينجوريه نه اونجوری-------> خاری.!!