وقتی نگران دوستانم می‌شوم

 

یادم می‌آید که هنوز عاشق آقای شوهر بودم. اما زندگی مشترک‌مان هیچ شباهتی به چیزی که من دوستش داشتم نداشت. همان روزها بود که دائم در هر گفت‌گویی در هر نوشته وبلاگی و به هر بهانه‌ای اعلام می‌کردم که من همسرم را دوست دارم و عاشقش هستم...این‌طوری است که نگران می‌شوم وقتی دوستی مدام تکرار می‌کند دوستش دارم. عاشقش هستم. چون فکر می‌کنم اولین مخاطب هر گفته‌ای گوینده همان گفته است. وقتی کسی حرفی را مدام تکرار می‌کند یعنی نیاز دارد که خودش حرفش را باور کند. دائم تکرار کردن "من خوش‌بختم" "من دوستش دارم" "من عاشقش هستم" من را نگران گوینده‌اش می‌کند.

 

/ 7 نظر / 4 بازدید
.

من دارم فکر می کنم می نویسم دوستش دارم؟ نه ولی خوشبختم رو می نویسم فکر کنم. شاید چون راهی رو پیدا کردم که دوست دارم، شاید هیچ ربطی به زندگی مشترکمون نداشته باشه ولی چون بالاخره در یک زمینه به چیزی که می خوام رسیدم، پس واقعا خوشبختم. پس نگران من نشو لطفا دوست مهربونم :)

مامان سروش

سالناز نکنه نگران منی ؟؟؟؟؟؟؟ هان هان ؟ ولی دوستم نگران من نباش پوست من خیلی کلفت تر از این حرفها است .

sepideh

راست می گی..مخاطب هر گفته ای اول خود آدمه.. اصلا مخاطب اول هر نقاشی هم خود آدمه. چه موضوع جالبی رو گفتی.

شکیلا

من هم که فکر نکنم مخاطب این پست بوده باشم چون اتفاقن تازگی خودم از روزمرگی و عادی شدن زندگی نوشته بودم که با دلتنگی میشه به جنگش رفت و این با چیزی که تو نوشتی به نظرم فرق داشته.

مریم گلپایگانی

تا حالا به این مساله فکر نکرده بودم ولی دوسش دارم های من اینطوری نیست این جنبه قضیه جالب بود[لبخند][ماچ]

میم

مثل این عکسای دونفره فیس بوکی که صمیمیتشون گاها متظاهرانه به نظر می رسه..مثل اونایی که ابراز احساساتشون تو جمع بیشتر از خلوتشونه.Show Off

عمه خوش بخت چی به این هم ربط داره