به سه پی دوم نزدیک می‌شویم

 

مخابرات که خوانده باشی، سری فوریه که حل کرده باشی به اندازه موهای سرت، تمام دنیا را سینوس می‌بینی یا ترکیبی از سینوس‌ها. دید سینوسی داشتن به دنیا خوب است. مثل رفتن به قبرستان خوب است. نه به اوجش دل می‌بندی نه از حضیض‌اش ناامید می‌شوی.

حالا این روزها قدم به قدم دارم به قعر نزدیک می‌شوم. بعد یک لبخند ابلهانه‌ای روی لب‌های ذهنم هست که خوبی قعر این است که بعدش بلند می‌شویم و می‌رویم بالاتر. حالمان بهتر می‌شود.

هیچ کجا طول موج را اندازه نگرفته‌ام فقط چیزی در دلم هست که می‌گوید به قعر نزدیک می‌شوم. آن امیدها که می‌بُرم هر روز از آدم جدیدی، به من می‌گوید که به قعر نزدیک می‌شوم. باور که می‌کنم عمق تاریکی را، باور می‌کنم به قعر نزدیک می‌شوم. قعر تاریک است. سرد است. مرگ است. پر است از تنهایی و سکوت. فقط خوبی‌اش این است که می‌توانی به خودت بگویی تمام می‌شود بالاخره.

 

 

/ 1 نظر / 8 بازدید
سارا

گاهی فکر می کنم که این امید است که نمی گذارد تا ته قعر برویم و چون تا ته اش را بالاخره باید برویم، هی می رویم پایین و هی ... گاهی فکر می کنم که اگر این امید نبود شاید ...