اتهام

 

بعضی وقتها متهم میشوی به این گناه که به اندازه کافی به دیگران کینه و نفرت نداری.

 

/ 6 نظر / 3 بازدید
سمانه

اتهام که نه اما یکی از سوالهای کودکی من از مادرم همین بود که چرا به اندازه کافی به دیگران.. خیلی وقته که دیگه نمی پرسم چون این سوال مثل اینه که بگی چرا سعیتو می کنی زندگی کنی؟!!

هويت نامعلوم

يه بنده خدايي هست كه من هميشه اين ايراد رو ازش مي گرفتم و مي گفتم يا بايد گذشتهاي الكي رو بذاري كنار و حقتو بگيري يا اينكه هميشه كلات پس معركه اس. اما خدائيش بعضي وقتها مي بينم خدا حق اونو مي گيره اما من هنوز دارم براي گرفتن حال طرف، برنامه‌ريزي مي‌كنم! ديده‌ام اين چيزها رو. اما هنوزم مثل تو نشدم! به قول مادرم اين به بلند نظري آدما بستگي داره!

سپیده ش

ساناز جونم. چطوری؟ گاهی یاد نوشته هات در وبلاگت می افتم. و خوشحال می شم.

بهروز

بگذاز هر چه می خواهند متهم کنند !

سارا پارسی

نه! در اصل متهم مي شوي كه چرا همرنگ جماعت نيستي!؟

دردانه

همینش خوبه