در محل کارم دارم روی يک پروژه جديد کار ميکنم . خوبی قضيه اينجاست که کار برای من کاملا جديد است . و اين امکان را برايم فراهم ميکند که کار جديدی ياد بگيرم . و اين در حالی است که با شروع سال جديد ، تصميم گرفته بودم که به کل از مهندسی دل بکنم و به فکر راه انداختن يک کتاب فروشی باشم . البته اين پروژه جديد اين تصميم را عوض نخواهد کرد . فقط تا جمع شدن سرمايه اوليه کتابفروشی ، زندگی را شيرينتر ميکند .

برای کسانی که دوست دارند بدانند که پروژه جديدم چيست هم بگويم که اين پروژه کار کردن روی يک کارت است که هيچ نقشه و يا مدارکی از آن در دست نداريم . که ابتدا با روشهای مهندسی معکوس نقشه آن رسم ميشود ، بعد از آن آزماينده ای برای برد طراحی ميشود که به روند تعمير کارت کمک کند .

/ 6 نظر / 3 بازدید
بي بي شهربانو

اميدوارم به زودی به سرمايه لازم برای کتابفروشی برسی و اميدوارم وقتی سرمايه رو جمع کردی تصميمت رو عوض نکنی، و اميدوارم كه من هم تا اون موقع اهل مطالعه بشم كه مشتريت باشم، البته كتاب خريدنم بد نيست، ولي كتاب خوندن؟! چه عرض كنم!!! با آرزوي پيروزي براي تو عزيز

شيوا

خيلی خوبه! هم پروژه‌ی جديد و هم ايده‌ی کتاب فروشی. منم خواستم يه کتاب‌فروشی راه بندازم، ولی خيلی بيشتر از اونی که فکر می‌کردم پول لازم داره! موفق باشی و شاد

مينا

عالى است ، دستيار نمى خواى؟

نازلي

ساناز نازنينم درود ... ميدانستم که به قول بامداد عزيزمان : بی سببی نيست كه اينگونه به دلم نشستي ... عطش يادگيري ي تازه ها هميشه در انسانها با هر سني كه باشند برايم بسيار تحسين برانگيز است برايت از صميم قلبم موفقييت را آرزو دارم . مهربان شغلي كه در پي آن هستي آرزوي من است . اگر به فروشنده نياز داشتي خبر ام كن . ميبوسمت و سالي پر بار را براي تو و مامان و بابا و برادر و پوياي عزيزت ، اميدوارم . پرتوان باشي ، بي خستگي ...

banoo

ميشه منم گل فروشيمو کنار کتاب فروشی شما باز کنم. راستش امسال تصميم گرفتم برم تو کار فروشندگی به خصوص گل و اين برنامه ها.