و خاصیت بی‌خوابی این است

 

بارها به دوستانم هشدار داده‌ام که نوشته‌های 12 شب به بعد من را زیاد جدی نگیرند. نمی‌دانم اضطراب که دارم بی‌خواب می‌شوم یا بی‌خواب که می‌شوم اضطراب می‌گیرم. فرقی هم نمی‌کند وقت‌هایی که بی‌خواب و مضطربم هر فکر ساده‌ای می‌تواند مهم بشود و هر تصمیمی می‌تواند عظیم و بزرگ جلوه کند.

فکر می‌کنید فکر دیشبم چه بود؟ اینکه لپ‌تاپم را با خودم ببرم سفر یا نه! به جان خودم قسم همین. تا خود صبح هی فکر کردم خوب می‌برم هر جا اینترنت وایرلس داشت وصل می‌شوم حالش را می‌برم. بعد گفتم وقتی اتاق هتل را تحویل بدهم تا وقت پروازم، می‌شود وبال گردنم. اصلا نمی‌برم یک تمرینی هم می‌شود برای ترک اعتیاد به اینترنت. بعد همان موقع با خودم می‌گویم خوب تمرین‌های کلاس چه؟ گزارش نویسی توی وبلاگ چه. بعد همان موقع دوباره به خود می‌گویم خوب بالاخره یک جایی پیدا می‌شود برای میل چک کردن. بعد فکر می‌کنم که چیزی که شنیده‌ام خیلی گران است برای اینترنت ساعتی و....

باورتان بشود یا نه ولی هنوز هم دارم فکر می‌کنم به اینکه ببرم برفی خانوم را با خودم یا نه.

 

/ 4 نظر / 3 بازدید
ريحانه

اگر "او" براي "تو" ساخته شده "من" براي "تو" ويران شده ام[گل]

سارا

با خودت نبر اصلا! هم او صدمه می خورد هم تو!!

نیلوفر هالی

ببر برفی خانوم رو ... من یه بار لیلی رو با همدم بردم ... همراه خوبی بود

مهدی

بردن یا نبردن . مسئله این است ! حالا کجا به سلامتی ؟