یادداشت‌های یک اتوبوس‌سوار 9

"حمیرا" هرگز خواننده مورد علاقه من نبوده. هادی چند بار برایم توضیح داده که خیلی خوب و درست آواز می‌خواند. البته من هم برایش توضیح داده‌ام برای منی که موسیقی نمی‌دانم لذت غریزی از شنیدن مهم است که در این زمینه صدای خانوم حمیرا مثل یک میخ فرو می‌رود در گوش‌هایم.

اما وقتی دیروز خواننده دوره گرد با آن دایره زنگی چرکش، در فاصله بین ایستگاه پارک ملت و خبرنگاران، طی ادای کلمات عالم عشق و مستی و درد شراب، در یک حرکت، خواننده، ترانه‌سرا، آهنگساز و حتی نوازنده را با خاک یکسان کرد، قدر خانم حمیرا را دانستم. 

بچه پررو انتظار داشت به‌ش پول هم بدهیم.

اما دلم خنک شد که هیچ‌کس هیچ پولی به‌ش نداد. اگر هم کسی پولی می‌داد، بیشتر از هر چیزی جنس حق‌السکوت داشت تا هر پول دیگری. 

/ 0 نظر / 16 بازدید