یک هفته بعد از پایان سفر

 

وقتی همه عکس‌ها را دید و همه خاطره‌ها را شنید و مطمئن شد واقعا خوش‌گذشته گفت:"ببین این سفری که تو می‌گی باید برای شیش ماه سرحال بودنت دیگه بس باشه"

همان موقع می‌دانستم که اثر سفر به یک ماه هم نخواهد رسید. اما فکرش را نمی‌کردم که یک هفته‌ای برسم به حال الانم.

به‌نظر شما چندتا خبر فوت برای یک هفته کافی است؟ چندتا مراسم ختم و ترحیم برای آسفالت شدن دهان من کافی است؟ چهارتا خبر فوت و تفریبا هر روز مراسم عزاداری به‌نظرتان چه‌طور است؟ این‌ها را جمع کنید با رئیسی که فکر می‌کند چون یک هفته مرخصی گرفته‌اید حالا باید سه‌برابر کار کنید. جمع کنید با یک شوک تلفنی از طرف یک دوست خیلی خیلی عزیز و یادآوری یکی از بدترین خاطرات زندگی‌تان.

نظرتان چیست که هم‌بازی‌های نوجوانی‌تان را بعد از 10 سال توی مراسم ختم پدرشان ببینید؟ 

بدبختی بغض چسبیده به ته گلویم و اشک نمی‌شود. (رحتا جان ایمیلت نرسید به دستم که اشکم را دربیاورد بالاخره) و با وجودی که گریه نکرده‌ام اما سردرد دارد از راه می‌رسد. قوطی ادویلم را هم گم کرده‌ام. می‌ترسم که اصلا جا گذاشته‌باشم توی هتل. شاید هم تمام شده یادم رفته.

آدمی که یک هفته می‌رود سفر شش ماه شارژ است مثل آدم زندگی می‌کند لابد.

 

/ 6 نظر / 3 بازدید
مرد آبادانی

ای آبادان پر بلا! گلهای پرپرت کو؟ یاران رهبرت کو؟ http://abadanman.persianblog.ir/ http://abadanman.webphoto.ir/

شکیلا

دوست خوبم دلم با توست.

محمد احمدی

این نوشته ربطی به نوشته شما نداره.این اولین باریه که به وبلاگ شما سر می زنم.خیلی جالبه . موفق باشید .ولی خواستم بگم اون درختی که بهش تکیه دادی با اینکه خیلی تنومنده ولی چون از پایه کجه قابل اعتماد نیست .ممد احمدی کوهنوردی خواجه نصیر

سالومه

ساناز عزبزم به چشم خوردن اعتقاد داری؟ اگر نداری من هم چند تا نمونه برات می فرستم تا بیشتر بهش فکر کنی . شاید هم یه اسم دیگه براش انتخاب کنی. از این همه خبر بد متاسفم. [ماچ]

رحتا

خیلی متاسفم. دو سه ماه پیش که پدرم فوت کرده بود، در بین پیامهای مختلف تسلیت دوستان پیامی از دوستی رسید که خیلی به من چسبید. نوشته بود: عارفی را گفتند ذکری به ما بیاموز که در شادی و غم آرمشمان باشد. گفت: این نیز بگذرد ... راستی ایمیلهات همه برگشت میخوره. ایمیل یاهوت کار می کنه؟

مینا

متاسفم ساناز. خوشحال بودم که بهت سفر خوش گذشته.