40 روز تا 40 سالگی

چند روز پیش یکی از دوستان آدرس اینجا را می‌خواست، باعث شد یادم بیافتد چقدر کم می‌نویسم اینجا. چرا؟ چون کمتر حرف جدیدی دارم. و نوشتن برای همه دیگر اندازه سابق رهایی‌بخش نیست. اما ننوشتن هم دوست نداشتنی است.

امروز آمدم اینجا بنویسم 40 روز دیگر 40 ساله می‌شوم و خوشحالم! من یک بار در 28 سالگی از زیاد شدن عدد سن ترسیدم بعد دست زدم به یک سلسله دیوانه‌بازی. و به دنبالش بهترین تصمیمات زندگی‌ام را گرفتم و حالا می‌دانم این من هستم که تصمیم می‌گیرم چه سنی برای چه کاری مناسب است. واقع‌بین‌تر شده‌ام و حالا از خود 40ساله‌ام راضی‌ام و هنوز هزاران نقشه دارم برای سال‌های آینده. دلم گرم است و سرم پر است از فکر کردن به راه‌هایی که می‌شود در آینده طی کرد‍

البته همه این‌ها باعث نمی‌شود که به روز تولدم و اینکه چطور ویژه برگزارش فکر نکنم

 

/ 0 نظر / 136 بازدید