بارون رو دوست دارم هنوز

صبح از کوچه صدای حرکت لاستیک ماشین روی خیابون خیس شنیدم. تندی دویدم پشت پنجره به شوق باران. خبری از باران نبود. همسایه سر صبحی باغچه آب داده بود و حیاط شسته بود توی این کم‌آبی. 

دلم باران و هوای ملایم ابری می‌خواهد.

هنوز هم هیچ چیز مثل باران من را به شوق نمی‌آورد. 

/ 3 نظر / 32 بازدید
فیروزه ف

دقیقاً[ناراحت] دیروز دوستم ارومیه حسابی داشت خوش می گذروند هوای ابر و بارونی ...

بهروز

یا خدا، صبحی شما اینو بنویسی رفیق، شبش بارون بیاد!

باران

تشریف بیارین ولایت مون....الانه بارونی هست...جاده هم نقره پوش[قلب] جای شما خالی وسبز[گل]