نیم سالگرد

 

امروز بیستم شهریوره و از بیستم اسفند شش ماه میگذره. شاید کم کم بتونم دربارش حرف بزنم.

 

/ 18 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرهاد

سلام از این اتفاقا برای همه هست شما اولین نفر نیستید فقط خوب مدیریتش کن

شوایک

سلام. مرسی به شوایک سر زدی. راستی پرشین بلاگ فیلتر شده یا نه؟ تقریبا چروک همه لباس ها خوب باز شد. هنوز به خشکشویی نکشیده کار. قیمت هتل ها بد نبود ولی مسافرخونه بودند. دستشویی حمام مشترک و از این حرفها...

حسین

زندگی چقدر دوره

ثمر خانوم

ساناز جون بالاخره اومدم توی وبلاگت خوشحالم که اینقدر فعالی و امیدوارم مثل همیشه موفق باشی. درست یادم هست که حدودا همین 6 ماه پیش بود که به دلم افتاد یاد دوستی رو بکنم که دوران کودکی و نوجوانی خوشی باهاش داشتم . و سعی کردم با یک ایمیل هم احوالی بپرسم هم کمی باعث تسلی دلتنگی ام باشه .که با جواب تو الان می فهمم اون زمان چه احساسی داشتی. دوست عزیز همیشه پایدار و مطمن باشی

بهروز

می گن که زمان همه چی رو حل می کنه . اما من هیچ وقت با این جمله موافق نبودم . اصولا وقایعی که ماهیتشون فقدانه هیچ وقت با زمان حل نمی شن ، حتی التیام هم پیدا نمی کنن ، اینو از روی حس و تجربه ی خودم می گم ، نه چیز دیگه ای . زمان تنها کاری که می کنه اینه که به آدم وقت بیشتری می ده تا بتونه با اصل قضیه روبرو بشه و باهاش کنار بیاد . و این خودش چیز کمی نیست . و اینکه فکر کنی که بتونی کم کم درباره ی مسئله ای که مدتی قبل بسیار اذیتت می کرده حرف بزنی خیلی چیز خوبیه . یه خوبی دیگه هم که داره باعث می شه دوستایی که دوستشون رو دوست دارن و نگرانشن یه کم خیالشون راحت تر بشه [لبخند]

م خ ن

delam barat tang shode bood sanaz cheghad delam mikhad harf bezanim ba ham

دردانه

[لبخند][ناراحت][لبخند]

دردانه

[لبخند][ناراحت][لبخند]