عادت نکرده‌ام و غمگینم

یادم هست یک روزی به یک رفیقی گفتم: "آدمی یک موجود عجیبی است که به هر کوفتی در زندگی عادت می‌کند." حالا کاش آن رفیق اینجا را بخواند تا برایش بگویم: "نه، آدمی به خیلی چیزها عادت نمی‌کند. اصلن بعضی چیزها وقتی بیشتر تکرار می‌شوند، تحملشان سخت‌تر می‌شود. مثلن همین مقنعه، روسری، مانتو...باورت می‌شود 30 سال است که مجبورم به پوشیدنشان و عادت نکرده‌ام؟ یا همین صبح زود بیدار شدن و موظف بودن به مراعات ساعت کاری. 30 سال است که مجبورم به صبح زود بیدار شدن و مراعات ساعات موظف، 13 سال است که کارمندم و کارم در موظف بودن خلاصه می‌شود. اصلن پولی که می‌گیرم بابت همین موظفی است، اما عادت نکرده‌ام. هنوز وقتی باید یک دورهمی دوستانه را زود ترک کنم چون می‌دانم فردا صبح زود بیدار شدن چقدر سخت است...نه، عادت نکرده‌ام و هر روز انگار سخت‌تر می‌شود. سختی گاهی کلمه درستی نیست، غمگینم می‌کند." غمیگنم برای چیزهایی که ظاهرن باید به آن‌ها عادت کرده باشم و نکرده‌ام.

/ 2 نظر / 23 بازدید
پسری مخلوط

ولی من باورم نمیکنم که صبح بیدارشدن جزو عادت های شما نباشه چون یادم میاد زمانهای که توسفربودید صبح زود پست میگذاشتید وفکرکنم توسفربه انتالیا بود که ازاینکه سایرهمسفرانتون خواب بودند شماشاکی بودین ونوشته بودین که اگرادم میخواد بخوابه دیگه چرااومده سفرتوخونش میتونه بخوابه اما حرفتونو قبول دارم منم به این درد مبتلا هستم 4سال صبح ساعت 6بیدارمیشدم ولی اصلا عادت نکردم بعد ازدوسه روز بازم همون ساعت قبلی یعنی 10بیدارمی شدم ومیشم درمورد حجاب که باید بگم یک عمل غیرانسانی وبرخلاف طبیعت انسانه مثل زندانی شدن وهیچوقت هم عادت نمیشه

سمن

نمی دونم منظورت کی بوده ولی به من هم گفتی این جمله رو که آدمی به هر چیزی عادت می کند. من هم عادت نکردم به همون مقنعه و بیدار شدن صبح هیچ وقت. به اینجا هم عادت نکردم، به دوری عادت نکردم به تغییر عادت نکردم به خیلی چیزها عادت نکردم. آدم موجود عجیبیه سخت عادت می کنه!