بیمه امام رمان

روی شیشه ماشین جلویی نوشته بود: "بیمه امام رمان" بله بله خنگ که نیستم منظورش بیمه امام زمان بود. اما من توی خواب‌آلودگی صبح پرترافیک روزهای آخر اسفند تهران دلم خواست بخوانم: "بیمه امام رُمان" . بعد هم با خودم فکر کردم به نظر من امام رُمان کیست؟ فکر کردن لازم نداشتم، امام بی‌شک برای من مارکز است، آقا گابریل گارسیا مارکز. بعد خیالم را پر دادم که در پناه امام رُمان بودن باید چقدر هیجان انگیز باشد. یعنی مطمئن باشی اگر حتی هفت سال آزگار در زندگی‌ات باران ببارد، هنوز می‌توانی منتظر اتفاقات هیجان‌انگیزی باشی در حدی که مثلن یک رمدیوس خوشگله‌ای به آسمان پرواز کند. 

/ 4 نظر / 6 بازدید
محمود

البته امام رمان می تونه 1- فصل الخطاب باشه 2-بر همه اهل رمان حجت باشه3-هر کس مسیری جز او بره به خطا رفته4-ملاک تشخیص نویسنده خوب و بد باشه. :)

محمود

نظر قبلی من صرفا یک طنز بود. در ادامه طنزی که در نوشته شما احساس کردم. البته کنایه ای به همانندسازی های تاریخی و اجتماعی متداول در صحنه سیاست روز هم بود. با شما موافقم.

بهروز

من شیعه ی سلینی هستم [نیشخند]

عماد

قشنگ بود منم بهش فک کرده بودم قبله ی من کامو ِ:) [نیشخند]