دييشب پويا خيلی پکر بود . ولی من تمام سعيم را کردم که به سکوتش احترام بگذارم . نميدانم کار درستی کردم يا نه . من اگر خودم ناراحت باشم دوست دارم کسی ازم بپرسه که چرا ناراحتم . ولی فکر ميکنم آقايون دوست نداشته باشن . نظر شما چيه ؟

/ 8 نظر / 3 بازدید
سوم شخص مفرد

سلام..........۱..کرار خوبی کردی ..۲. اگر اون کتابی که معرفی کردم بخونی بیشتر متوجه میشی(منظورم تفاوت میان زن ومرد در خصوص عمل وعکس العمله)...........ارادتمند سوم شخص مفرد

rahta

يه كتاب هست كه فكر كنم بعد از ديوان حافظ توي ايران معروفترين كتابه : مردان مريخي زنان ونوسي نويسنده اين كتاب هم همين نظر رو داره . اگه هنوز جلسات هفتگيمون بود شايد يه وقت اين كتابو نقد ميكرديم مثل نقد كتاب آيا فرزند دختر داريد؟يادش بخير... بعد توي اون جلسه من ميگفتم مردهايي رو ميشناسم ونوسي و زنهايي كاملا مريخي. پس خيلي هم كتابها راست نميگن (با عرض معذرت از سوم شخص مفرد احتمالا مؤنث !)

sanaz

rahtaعزيز واقعا يادش به خير اصطلاحمون که يادت هست ( آره سواد دارم =يعنی اين کتاب رو خوندم ) که اولين بار درباره کمياگر باب شد . به نظر من جنسيت تنها يکی از عوامل تعيين کننده رفتارهای ماست ولی متاسفانه عاملی است که معمولا در ايران از آن صرف نظر ميشود چون عمدتا اين دو جنس شناخت درستی از يکديگر ندارند

سوم شخص مفرد

rahta خانوم(احتمالا مونث )و يا اقا rahta (احتمالا مذکر)سلام کتابی که که بنده عرض کردم اونی که شما فرموديد نيست اسمش هست زن امروز و مرد ديروز نوشته ا- کيهان نيا که به قول ساناز خانوم اميدوارم سواد داشته باشی واگر نداری توصيه ميکنم بری با سواد بشی( به قول خودتون : يعنی بری بخونيش) در مورد احتمال وارده شماهم سکوت اختيار ميکنم............ارادتمند سوم شخص مفرد

rahta

سلام سوم شخص مفرد غايب يقينا مونث اگرچه دفتر خاطرات مردم جاي بحث ما نيست اما خب باشه. كتابو هم ميرم ميخونم چشم.شما ما بيسوادهاي فقير رو چوب نزنيد. به خدا باشه .

سوم شخص مفرد

ساناز خانومrahtaی عزیز....از اینکه این وبلاگ مورد تباحث! ما قرارگرفت ساناز خانووم ما رو به خانومی خودش ببخشه اما تقصیر خودت هم هست بسکه دوستات مثل خودت باحالن ادم دلش میخواد تباحث! کنه از اینکهrahtaاین دفعه ادرس گذاشته استنباط میکنم که منظورش برقراری ارتباطه که جسارتا من هم این کارو کردم (باز هم ساناز خانوم باید ببخشه)...ارادتمند: سوم شخص مفرد

ساناز

من که خودم از بحث خوشم مياد . از اينکه اينجا هم بحثی شروع بشه استقبال ميکنم . اما چند نکته : ۱) شما ها چرا گير دادين به جنسيت هم من که حداقل يکيتون رو (rahta) ميشناسم و يادم نمياد که خيلی موقع بحث براش فرقی ميکرد جنسيت طرف مقابل چی باشه ولی برای داغ تر شدن بحث هم که شده اطلاعاتی که از دو طرف دارم را رو نميکنم ؛)) ۲) برای اطلاع کسانيکه به ادبيات گروه بحث آزاد ما آشنايی ندارن توضيح بدم که اصطلاح < سواد دارم >‌ فقط برای کتابها يی به کار ميرفت مه خوندنشون حداقل بين آشناهای ما کاملا همه گير ميشد (مثل کيمياگر ) با اين توجيه که هر که سواد خوندن داره اين کتاب رو خونده پس گفتن اينکه سواد دارم به اين معنی بود که این کتاب رو خوندم ۳) پس سوم شخص مفرد عزيز از اصطلاح درست استفاده نکردی چون اين کتابی که معرفی کردی در خوشبينانه ترين حالت يک کتاب درجه ۲ بازاريه که متاسفانه هيچ کتاب قابل استنادی هم نيست چون موضوعاتش هیچ پایه ای به جز تجربيات نويسنده نداره که او هم تخصصی در زمينه روانشناسی نداره ۴) نکنه اين سوم شخص مفرد عزيز ما همون نويسنده کتاب باشه که اينقدر براش تبليغ ميکنه

سوم شخص مفرد

ما شاالله تباحث!.....به قول خودتون:۱)من تسلیمم ولی باز هم سکوت اختیار میکنم..۲)از اینکه اینکه اصطلاحات مصطلح شما رو بجا وبموقع بکار نبردم پوزش میخوام چه کنم سوادش ! رو ندارم..۳)از اینکه از کتاب خوشتون نیومد متاسفم..۴)من نویسنده نیستم(نه این کتاب ونه هیچ کتاب دیگه ای)...۵)دوست دارم بدونم چرا از اون کتاب خوشتون نیومده....۶) بی صبرانه منتظر میلتون هستم ..۷)ارادتمند : سوم شخص مفرد