عقده‌ای

 

من بچه که بودم حق نداشتم موهایم را بلند کنم. قد موهایم از کف سرم بیشتر از یک وجب که می‌شد مهمان آنوش خانوم بودم تا دوباره کوتاهشان کند. مادر معتقد بود بلند کردن مو جلوی رشدم را می‌گیرد و باعث می‌شود قدم کوتاه شود. تمام تلاش مادرم فایده نکرد و من قد کوتاه شدم. 

نتیجه‌اش این‌که من الان آدمی هستم عقده‌ای! هم عقده موی بلند دارم و هم عقده قد بلند. موهایم را بلند می‌کنم و حتی وقتی نوک موهایم هزارشاخ می‌شود هم حاضر نیستم کوتاه‌شان کنم. اما برای قدم فقط می‌توانم آه بکشم. از شانس کفش پاشنه‌بلند پوشیدن هم بلد نیستم که کمی دل عقده‌ای‌ام خنک بشود.

آدم بی‌عقده وجود ندارد، خلاص. اما به‌نظرم بشود که آدم آرام‌آرام عقده‌های خودش را بشناسد و تلاش کند که عقده‌های‌اش برای‌اش تصمیم نگیرند. می‌شود که آدم کم‌و‌بیش واقف باشد به خودش.

 

/ 11 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بابا بزرگ عقده ای

سلام عقده ای بچه حلال زاده به بابابزرگش میره

کتایون

منم همیشه موهام کوتاه بود. یه کوتاه میگم یه کوتاه می شنوی. یعنی دو سانتی. بعد خود مامانم هم موهامو کوتاه می کرد. بعد وقتی همبازی هامو می دیدم که موهاشون یه ذره حتی بلند تره دلم می سوخت. مال من البته به خاطر قد نبود. به خاطر این بود که مامانم می گفت زیادی مجعده و قابل مرتب شدن نیست... بعد از دوم راهنمایی به بعد تا بیست و پنج سالگی که نوینو به دنیا آوردم دیگه موهامو کوتاه نکردم[نیشخند]

کتایون

دومن اینکه قدت هیچم کوتاه نیست. کلا آدم ظریفی هستی که ابعادت خیلی هم به هم میاد

.

صبر کنید ببینم! از چه سنی یادتون می آد که موهاتون کوتاه بوده و دوست داشتید بلند بشه؟! من از تنبلیم، یک و دو به خاطر همین مجعد بودن موهای دخترم موهاش رو کوتاه می کنم. الان خیلی هم کوتاه نیست، تا زیر گردنشه ولی نه می ذاره شونه کنم و نه مرتب می شه و اینه که همیشه جنگلیه! فعلا که خودش هیچ حسی نداره در مورد موی کوتاه و بلند، اینجا هم زمستونه و می ذارم موهاش بلند بشه! ولی شماها به مامان هاتون می گفتید دوست دارید موهاتون بلند بشه؟ بعد من چی کار کنم؟! تکلیف من رو مشخص کنید :)))

کتایون

آره آره من به مامانم می گفتم. قشنگ یادمه. از وقتی 5-6 سالم بود یه همسایه داشتیم موهاش صاف بود. تا پایین گردنش. من دوست داشتم موهام اونجوری باشه. مامانم می گفت موهای تو اونجوری نمیشه. و من غصه دار می شدم. بعد که رفتم مدرسه، بچه هایی رو می دیدم که موهاشونم مجعده اما بلنده و می بافن. بازم به مامانم می گفتم ولی گوش نمی داد. می گفت این طوری راحت تره. تو هم هر وقت دخترت بهت گفت که موی بلند دلش می خواد باهاش موافقت کن. تا قبلش گمان نکنم مهم باشه. چون خود بچه هم تا درخواستشو مطرح نکرده انتظار موافقت یا مخالفت نداره. بعدشم اینکه

علی حیدری

این هم ماجرایی است برای خودش. شناختن ضعف ها و غلبه بر آنها. من که بیشتر سعی می کنم حواسم باشد بیشتر از اینی که هستند نشوند.

.

بعدش هم اینکه چی کتایون جان؟ مرسی بهم می گید.... واقعا ممنون :)

سارا

خب! حالا یک عقده ای جدید رو بهتون معرفی می کنم: خودم! از بدو تولی تا سن 23 سالگی مامان و بابام اجازه ندادن موهام رو کوتاه کنم! موهام تا یک وجب زیر کمرم بود! بابام می گفت وقار زن به موهاشه... مامانم می گفت می خوایم بریم عروسی و مهمونی قشنگ تره و البته نگران مدل موهای عروس (وقتی عروس شدم) هم بود!!!!!! درست شب حنابندان خانم آرایشگر اعلام کرد که موهای به این بلندی که مجعد و بسیار پر هم هستند و هیچ حالتی هم ندارند را نمی شود شینیون کرد و نصفش را زد!!!!! فردای عروسی با همسر گرامی دست به یک کردیم و بدون مشورت از آرایشگر خواستم موهایم را کپ کوتاه (در حد پسرانه) بزند و های لایت قرمز کند!!!!! تقریبا هیچ کدام از مهمانهای پاتختی نشناختندم! تا حالا صد مدل موی کوتاه و رنگ و مش و ... را امتحان کردم. حالا به این نتیجه رسیدم که موی بلند مشکی بیشتر از همه به من می آید!!!!

محیا

منم همیشه موهایم کوتاه بود. همیشه دلم میخواست موهایم حداقل به اندازه خواهر کوچکترم بلند باشه اما مامانم همیشه می گفت به اون موهای کوتاه نمی آد و به تو بلند. تو ضعیفتری و این صحبتها. حالا که بزرگ شده ام. مامانم دلش میخواد موهایمو بلند کنم و من دلم میخواد موهایم کوتاه باشن. با کوتاه کردن توی بچگی موهایم تقویت نشدند اما دیگه حسرت موهای بلند رو ندارم.

سارا

من به خوش هیکل بودن و ظرافت تو همین الان هم حسادت می کنم!!!! اما راستی به مامانت بگو موی بلند قد رو کوتاه نمی کنه و ضمنا قد بلند برای دختر ایرانی حسن محسوب نمیشه فقط تعداد خواستگارها رو به شدت کاهش میده!!!!!!!!!!!!