...

 

من الان نمی دانم آن سکوت رازآلود برف را می خواهم. یا آن صدای بارش قطرات باران را روی سقف بالکن. واقعا نمی دانم اصلا کدام را می خواهم نه اینکه کدام را بیشتر.

 

/ 7 نظر / 3 بازدید
ستاره

چطوري خود شيفته سميعي

سمیه

من که دلم بارون نم نم می خواد .که آدم با خودش زمزمه کنه که:وای باران وای باران شیشه ی پنجره را باران شست از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست .

علی حیدری

آسمان داستان نویسی چه وضعیتی دارد؟ ابری است یا آفتابی؟ دست بردار از این هواشناسی هر روزه.

سارا پارسی

تو باران را می خواهی. می دانم. بارانی که می دانی آرام ارام دارد ستاره می شود و سفیدتر و سفیدتر و مثل الماس موقت. یک خاطره منحصربه فرد شگفت انگیز.

کتایون

من که برف... اصولن هر چه نامحتمل تر باشد طبق قانونی نامرئی برایم انگار خواستنی تر است!