یاد بگیر

 

گاهی موقع حرف زدن جمله‌های خودم برای خودم انگار پررنگ می‌شود، انگار صدای زمینه قطع می‌شود. همه جا سکوت می‌شود و صدای خودم را می‌شنوم فقط.

داشتم می‌گفتم: "من عادت ندارم که...، من آدم...نیستم." مهم نیست آن نقطه‌چین‌ها با چه چیزی پر بشوند. انگار یخ زدم. همین که می‌گویم من آدم...نیستم. غیر از این است که امکان این را که روزی بخواهم بشوم هم از بین می‌برم؟ یک روزی یک دوستی گفت: "آشپزی بلد نیستم." گفتم: "هیچ کس بلد نیست. همه یاد می‌گیرند." یک روزی هم که خیلی کوچک بودم به مادرم گفتم: "نمی‌توانم جلوی گریه کردنم را بگیرم." مادرم گفت: "وقتی به دنیا آمدی جلوی جیشت را هم نمی‌توانستی بگیری ولی یاد گرفتی که بتوانی."

حالا گمانم می‌خواهم شروع کنم که یاد بگیرم که بتوانم.

 

 

/ 11 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمن

یعنی من هم یاد می گیرم مغزم رو خالی کنم روی کاغذ، روی کیبرد و یا حتی روی زبونم و نتیجه همونی بشه که توی مغزم بود؟ که بتونم همون رو منتقل کنم؟ پس چرا تا حالا یاد نگرفتم؟ پس مگه من چه مرگمه؟ [ناراحت]

سمن

یعنی من هم یاد می گیرم مغزم رو خالی کنم روی کاغذ، روی کیبرد و یا حتی روی زبونم و نتیجه همونی بشه که توی مغزم بود؟ که بتونم همون رو منتقل کنم؟ پس چرا تا حالا یاد نگرفتم؟ پس مگه من چه مرگمه؟ [ناراحت]

فامی

سانازی من مطمئنم ما آدمها -آدم همه چی هستیم فقط باید تو شرایطش باشیم و چیزیو بخوایم -حتی خواستن چیزی باعث تغییرمون می شه .

سارا

دقیقا!!! خیلی دقیقا! و من عاشق آن مامان همای تو ام!

ولی من سعی می کنم جلوی گریه ام را تگیرم. حتی جلوی بقیه. چون اگه جلوشو بگیرم میره یک جا تبدیل به غصه می شه.

سپیده ش

قبلی رو من نوشتم.

سارا

من بی قرارم تو تعطیلی؟؟!!

نیلوفر هالی

به مامانت سلام منو برسون.... یادمه که خیلی دوستش داشتم و دارم

Ng

حرف مامانت محشر بوده....دلم می‌خواد یه مامانی بشم مثل مامان تو :)

ناصر

خوب بود&ولی میتونه بهترم بشه! شاید اگه به اون عکس خودتون دقت بکنید متوجه بشین وبلاکتون چی می خواد. موفق باشین.