مامان نویسی - بابا نویسی

 

یک نوشته‌هایی هست که آدم‌ها از مامان‌شان می‌نویسند، آدم‌ها از باباشان می‌نویسند. بعد بعضی از این نوشته‌ها یک جور ناجوری به دلم می‌نشیند. دلم می‌خواهد من هم بروم روی آن مادر و پدر را ببوسم. چرا بعضی؟

نوزادی که به دنیا می‌آید باید بند نافش بریده شود تا زنده بماند. بند ناف فیزیکی قطع می‌شود و هم‌زمان بند ناف نامرئی آدم ها متصل می‌شود به مادر و بعدتر به پدر. جایی از زندگی هست که این بند ناف نامرئی هم باید قطع شود، دیر که بشود با خشونت قطع می‌شود. چه با خشونت، چه با ملایمت بند ناف که قطع شد می‌شود که رابطه دو تا آدم بالغ شکل بگیرد بین آدم و مادرش، آدم و پدرش. بعد لذت دارد این محبت. دیگر بند ناف نیست، پیچیده می‌شوی در حریر محبت‌شان، می‌پیچی‌شان در حریر محبتت. بعد اگر مامان‌نویسی کنی، اگر بابانویسی کنی به دل آدم می‌نشیند.

 

/ 9 نظر / 4 بازدید
شکیلا

ساناز جان یعنی کلن قصد ما رو کردی این جند وقته ها عزیزم. به خدا من الان خودم اینجا تنهام و دلتنگ و پر بغض و ... اما خوب میدونی گریه مون رو هم درآری باز دوست نویسنده ی منی چه کنم و چه کنی که قصه تلخ و شیرین داره، اشک و لبخند داره، بغض و عشق داره عینهو خود زندگی

NC

ساناز بعضی وقتا اونقدر دلنشین و ساده می نویسی، آدم عجیب حال می کنه. انگار از این زاویه تا حالا نگاه نکرده یا این بیان لطیف رو نداشته. کارت درسته دوستم!

ليلا

[لبخند]اصولا نوشته هايت عالي است. ولي عالي تر از آن افزايش سرعت قلمت است. خوشحالم كه زود به زود مي نويسي.

شکیلا

سانازی خدا نکنه نباشی. عزیزمی تو. خود سانسوری نکن، هرگز.

سارا

برایت شادم واقعا واقعا. چه نعمتی است که آدم بتواند مادرانه و پدرانه بودن محبت های مامان و بابایش را ببیند و لمس کند هنوز شادم برایت

سارا

شادم برایت سانازم شادم. خیلی عالی است و نعمت بزرگی است که آدم محبت مادرانه و پدرانه مادر و پدرش را حس کند هنوز. واقعا شادم برایت

پیمان

قشنگ بود اما میدونی فرق دوس داشتن وعاشق شدن چیه

azi

چرااسم این سایت روخجسته گذاشتید؟

لیلا

‌این متن رو خیلی دوست دارم. خیلی خوب نوشتیش، نمی دونستم چرا الان با بابام و مامانم چطور راحت تر همدم می شم.