قوانین

هر روز با قوانین زیادی مواجه هستیم. بعضی برای برقراری نظم هستند مثلن قوانین راهنمای و رانندگی. بعضی برای برقراری امنیت، مثل قانون خانه پدری من به وقت کودکی: قبل از تاریک شدن هوا باید خانه باشیم. اما گاهی قوانین به مرور زمان یا تغییر هدف می‌دهند یا از آغاز دلیل دیگری داشتند. مثل همان قانون خانه پدری من به وقت کودکی اما در شرایطی که امنیتم تامین شده بود. مثلن پدر و مادر دوستم من را به خانه‌مان می‌رساندند. یا وقتی که برای خودم آدم بزرگی بودم. از سن پدر و مادرم وقت دنیا آمدن من هم بزرگتر. اما هنوز همان قانون سر جایش باشد. این قوانین برای حفظ ابهت برقرار می‌مانند، برای حفظ سلطه. گاهی قانون‌گذار نیاز دارد سلطه خودش را به شکل واضحی حفظ کند. خیلی تصویری و ظاهری و توی چشم!

/ 2 نظر / 29 بازدید
لیلا

ساناز چقدر خوب نوشتی. سپهر در این مواقع به من میگه شما این قانونو گذاشتی که حرف حرف شما باشه.

بهاره

دوست جانم بعد از مدتها نشستم و یه دل سیر خوندمت و لذت بردم. :))