من و داستان فرا واقعی ام !

یادتون میاد که من قرار بود  که یه داستان فرا واقعی بنویسم و شد ایشون !

که بعدا سر کلاس متوجه شدم که این داستانم اصلا داستان فرا واقعی نبوده . و کلی هم غصه خوردم .

ولی امروز که رفتم سر کلاس , اوضاع عوض شد . استادم گفت : درسته که داستانت داستان فراواقعی نیست , ولی داستان خوبیه , بذارش تو پوشه مجموعه داستانت برای چاپ !

در حال حاضر من خیلی خیلی خوشحال می باشم . و اصلا حال و هوایم قابل بیان نمی باشد .

/ 5 نظر / 5 بازدید
غزل

به نظر من فوق العاده بود! یک ایده بکر و ناب! ولی خود من به خاطر خلق بهتربن آثار هم حاضر به تحمل درد میگرن نیستم! [زبان]

سارا پارسي

حالم خوبه که حالت خوبه. جدی جدی اول صبحی حال و هوای من هم عوض شد! برایت توی کامنتدونی داستانت پیام گذاشتم.

.

وای... چه حس خوبی :)‌:)‌ تو یه پوشه مجموعه داستان برای چاپ داری؟!! خوش به حالت چه عالی :) به امید روزی که بیایی بگی کتابت چاپ شده و ما بریم بخریمش :) :) :)