پارسال اولين سالی بود که نوروز را در خانه خودم بودم . من نوروز را خيلی دوست دارم ، و تقريبا هر سال از اول اسفند انتظارش را ميکشم . اما پارسال خانه تکانی بدجوری خسته ام کرد ، امسال قصد داشتم کاملا بيتفاوت بگذارم خانه همانطور کثيف باقی بماند . ولی طاقت نياوردم .اما امسال تصميم گرفتم تعطيلات آخر هر هفته ، تا پايان سال بعضی کارها را بکنم که خسته نشوم . شروع کرده ام سهم پويا را هم تعيين کرده ام ( آخه تا به پويا نگی چه کار بکن کاری نميکند ) . تا حالا خوب پيشرفته خوبی اش به اين است که هر وقت خسته ميشوم کارها را رها ميکنم برای بعد . ولی اميدوارم باز همه جمع نشود برای ۲۹ اسفند !

امروز هم از صبح به چند تا کار رسيدم ، ساعت ۴ بود که ديدم سرم بدجوری درد ميکنه يک مسکن خوردم و تازه يادم افتاد که ناهار نخوردم ! خوب غذا هم درست نکرده بودم . اما جاتون خالی پنير تبريز و نون بربری يخزده که به لطف فر تازه شده بود جانم را نجات داد .

نتجه اخلاقی موقع خانه تکانی غذا خوردن را فراموش نکنيد .

 

/ 6 نظر / 7 بازدید
راز گل آفتاب گردان

سلام اوه چقدر عقب بودم /همه رو خوندم نگو خونه تکانی که پشتم می لرزه هرسال دست تنهایم و مريض می شم هيچی هم دلش برای اين کلفت نمی سوزه خدا کنه امسال يکی رو پيدا کنم کمکم کنه هرچی از خودت مايه بزاری نه تنها کسی قدر نمی ذونه بلکه فکر می کنن وظيفه ات اگر يه روز نتونی می شی مامان بد زن بد و ادم بد

پويا مرادزاده

سلام خواهرم / شما وقتي به جاي بحث با من در حالي كه بنده با كمال نرمي و مدارا با شما صحبت مي كنم با من اون برخورد خشن رو داريد اونوقت انتظار داريد من بيام با شما در مورد چه موضوعي بحث كنم ؟ من وقتي به شما ميگم خواهر ميگيد از كلمه خواهر متنفرم و روز بعد هم ميگيد من حق دارم كه خواهر و ناموس شما نباشم و در نهايت كل مباحث رو مي زنيد توي وبلاگتون تا ديگران هم به مضحكه شدن من بخندند و در نهايت ميايد توي وبلاگ من و مي فرمايين كه شما در مباحثاتتون جبر و تحميل به كار مي بريد و اين در حاليست كه من به هيچ عنوان كوچكترين اهانتي به شما نكردم . خوب به نظر شما من بازم با شما صحبت كنم؟ من كه شكار شما نيستم كه من رو سيبل قرار داديد و دارت كلامتون رو روي پيشوني من هدف مي گيريد . راستش من وقتي مي بينم بهاي بحث با شما به قيمت شكستن شخصيتم و سخت شدن قلبم تموم ميشه ترجيح ميدم بحثي نداشته باشيم . به هر حال شايد در حرفم تجديد نظر كنم و اين به رفتار آتي شما بر مي گرده

banoo

خونه تکونی؟؟؟؟ما سال بيش خونه رو تميز کرديم و صبح روز بعد يک انفجار اتمی روی داد و همه چی برگشت سر جای اولش!!!!!!ولی جدا يه سوال برام بيش اومده اين ما هستيم که نمی تونيم خونه رو مرتب نگه داريم يا همه يه جورايی باهاش درگيرن!!!

ساناز

بانو جان فکر ميکنم اين مشکل کاملا همگانی است . مگر اينکه مثل مادر من هر روز صبح که از خواب بيدار ميشی خونه رو مرتب کنی . ولی به نظر من اصلا نميارزه . بنابراين بگذار تا خانه به هم ريخته باشد .

بي بي

يه نصيحت، اگه پويا(منظورم همسرته نه اين آقا كه پيام گذاشته) يه جاهايي از كارش رو بد انجام داد به هيچ وجه ايراد نگير و در ضمن از الان در همه كارها مشاركتش بده. خلاصه اينكه خشت اول را هر طوري بگذاري تا ثريا همون طوري مي‌ره، حواست باشه. راستي همسرت كه اينجا رو نمي‌خونه با من چپ بيفته؟! پيروز باشي.