خودم

 

نگران خودم هستم. انگار اعصابم ضعیف شده. دوربرم هنوز پر از آدمهایی است که بی خبر از همه جا بدون انکه بتوانند حدس بزنند چه بر سر من می آورند، اعصابم را می جوند.

خسته شدم از اینکه کسی رعایت حالم را نکند. هرکس فکر می کند که فقط یک درخواست کوچک است یا یک اشتباه کوچک در رابطه مرتکب شده ولی این منم که همه اینها را باهم باید مدیریت کنم. خسته ام کاش می شد از همه شئون زندگی چند روزی مرخصی گرفت.

 

/ 6 نظر / 4 بازدید
علی حیدری

وقتی مرخصی در کار نیست باید فکر دیگری کرد. البته خودم فکر دیگری ندارم. دائم جنگ است و تک و پاتک. اگر فکری کردی به من بگو.

بهروز

فقط مسافرت جواب می ده . اونم فقط به کویر .

بهروز

پس مثکه کویر جواب نمی ده ![متفکر]

مانا

گاهی اوقات فقط باید چشماتو ببندی و فکر کنی تو حقیقتا بزرگنر از اونی که مشکلات بتونن اذیتت کنن و ببخشی[گل]

دردانه

بزن بیا اینجا

م خ ن

sanaz joonam behet pishnahad mikonam Yoga kar koni(age ta alan soraghesh narafti) kheili be oon "khod"i ke migi , komak mikone. man daram morabi misham kamkam [لبخند]