باز زمين لرزيد و اين بار با وجود اينکه تا به حال تلفات کمتری داشته ولی برای تهرانی ها ترسناک تر بود . يک ياد آوری کاملا جدی برای زلزله ای که خواهد آمد . بالاخره ما کوله پشتی زلزله را بستيم . امروز هم بايد کمی دارو و ديگر کمکهای اوليه را نيز در کوله جا بدهم . من حس خيلی بدی دارم . اصلا دوست ندارم حالا که برنامه های تازه ای برای زندگی ام دارم .... من حال خوبی ندارم. اصلا حال خوبی ندارم .


پ. ن : آنچه از شبکه سراسری راديو در اولين دقايق بعد از زلزله شنيده شد : هموطنان عزيز دقايقی قبل زلزله نسبتا سنگينی شهر تهران را لرزاند . با خبر شديم علاوه بر تهران در ساری نيز زلزله ای رخ داده ، که هنوز از ميزان خسارات و تلفات احتمالی خبری در دست نيست ، اما از آنجايی که اين زلزله باعث وحشت عده کثيری از هموطنان ما شده خواندن نماز آيات واجب است . البته همه ملت مسلمان ايران به احکام اسلامی آگاه هستند ولی ما يکبار نحوه صحيح خواندن نماز آيات را خدمتتان عرض ميکنيم .....11.gif

/ 10 نظر / 3 بازدید
banoo

خوب ساناز عزيز ياد گرفتی مادر بالاخره واجب!!! حلاج هم يه بد وبيراه ابدار نثار گوينده فرمود!

جادي

تلويزيون هم ( شبکه مثلا خبر )‌ بعد از ۱۰ دقيقه زير نويس کرد : خبر فوری :‌ زلزله ای نسبتا شديد تهران را لرزاند. بعد از ۲۰ دقيقه نوشت :‌ خبر فوری‌ : زلزله ای نسبتا شديد تهران را لرزاند. اين زلزله در طبقات بالای ساختمان های بلند بسيار محسوس بود. و بالاخره بعد از تقريبا يک ساعت هنوز از مرکز دقيق زلزله و اندازه اون صحبتی نکرده بود (: به اين می گن تلويزيون انحصاری يک کشور پول دار ۶۰ ميليونی.

نازلي

ساناز عزيز ، انگار هميشه بايد سنگيني ي كوله اي را بر پشت تاب بياوريم بي خستگي ! موفق باشي و پر توان .

حميد رضا قلعه اي

و داستان تکراری نماز (!) آيات (!!!) و مسائل مشابه اون. يه سئوال : کسی خبر داره؛ حکومتی وقيحتر از اين حکومت تا به حال روی اين کره بوده يا نه؟

شيوا

سلام ساناز جون! من خوبم. فقط چند روزه که اينترنتِ محل کارم قطع شده و توی خونه هم به دليل امتحانات برادرم فتوای تحريم کامپيوتر صادر شده!:)) و هر دوی اين‌ها هم مصادف شد با زلزله!

شيوا

راستی رفتين خونه‌ی جديد يا نه؟‌ اگه نرفتين بهتره دنبال يه خونه توی مرکز يا شرق تهران بگردين يا هر جای تهران به جز غرب. البته انخاب بهتری هم وجود داره: گرگان!:))

ساناز

وقتی زلزله آمد ...تازه فهميدم در محاسبه مرکز ثقل عمرم چقدر اشتباه کرده ام وهمه چيز چقدر متغير است ...وقتی زلزله آمد...ديدم چقدر ممان اينرسی وجودم در برابر خواست تو هيچ است ... وقتی زلزله آمد...مطمئن شدم بار گذاری عمرم خطا بوده است و اصلا تعادل ندارد ... و وقتی زلزله آمد... ديدم که چقدر مرگ نزديک است... من خطا رفته بودم مدتها بود يادم رفته بود رفتنی هم هست و اين رفتن می تواند خيلی هم نزديک باشد و کسی قول نداده که من سالها فرصت داشته باشم که اينطور با خيال راحت تمام اين فرصتها را به دنيای خود اختصاص داده ام .درس کار ازدواج ...مدتها بود مرگ رااز برنامه ريزيها حذف کرده بودم . اما خدايا ! چه کنم که انسانم و فراموشکار ... می ترسم باز همه اين حرفها را فراموش کنم.خودت کمکم کن ! من به تو محتاجم ... (بر گرفته از متني)

bahar

سلام ساناز جان. خوشحالم خونه پيدا كرديد. اميدوارم هر چه زودتر همديگر رو ببينيم.