مواجهه

 

از در خانه که بیرون می‌آیم نگاهی به خودم می‌اندازم. عینک آفتابی به چشم‌هایم، ام‌پی‌تری پلیر به گوشم، عطر به میزان کافی، آدامس اوکالیپتوس توی دهانم و آن چند سانتی‌متر مربعی از پوستم که بیرون لباس است پوشیده شده با کرم ضد آفتاب و مرطوب کننده. انگار می‌ترسم از مواجهه بی‌واسطه هر کدام از حواسم با این جامعه.

 

/ 4 نظر / 3 بازدید
NC

ساناز اینم از اون نوشته هاته که آدم (یعنی من) از نوع بیان و پردازشت کیف می کنه!!!

علی حیدری

نظرگاه مشکل دارد.

تو تهران اینطوری شده نه همه جا،مثلا من که کاشانم افراد به هم خیلی کار دارند.روابط اجتماعی اونا خیلی خوبه.(البته کاشانم اینی که می گی هست) شما درست میگید ساناز خانوم. فاصله ها روز به روز داره بیشتر میشه.روز به روز داره بدتر میشه تا می ری یه کاره خیر کنی می گن کلاه خورتو بجسپ!چی کار به بقیه داری؟هیشکی به فکر نیست...