از سری "چرا امیدوارم؟"ها

 

کسانی که من را می‌شناسند، می‌دانند یکی از دغدغه‌هایم محیط زیست است. و یکی از بروزات این دغدغه‌ام این است که تا می‌توانم از کیسه پلاستیکی کم‌تر استفاده کنم. در این زمینه هم البته شاه‌کارهای بی‌نظیری دارم. مثلا وسط میدان شوش، شهر شوش نه، میدان شوش شهر تهران، به فروشنده گفته‌ام که کیسه نمی‌خواهم و توضیح هم داده‌ام برای کمک به سلامت محیط زیست کیسه نمی‌خواهم. طبعا فروشنده هم یک نگاهی به من انداخته که جمله "طفلک جوون مردم" از هر ثانیه‌اش می‌باریده. (شاید اصلا نوشته‌های دنباله‌داری نوشتم یک روزی از خاطرات کیسه نگرفتن در فروشگاه‌های مختلف...شاید) ولی همیشه معتقد بوده‌ام که باید برای هرکسی که می‌بینم، چرایی این کارم را توضیح بدهم تا کمی مفید باشم.

حالا یک اتفاق شیرینی افتاده. رفته بودم هفته پیش میوه فروشی محل خرید. گفتم کیسه نمی‌خواهم، از خانه با خودم آورده‌ام. میوه‌فروش‌مان هم شروع کرد که: "بعله خانوم کار درستی کردی، این کیسه‌ها برنمی‌گرده به طبیعت. باید تا می‌شه کم‌تر مصرف کنیم..." لابد حال من را می‌توانید تصور کنید که چقدر شاد شدم از این جمله. بعد هم قرار گذاشتیم که من کیسه‌های پلاستیکی استفاده‌ شده‌ام را بیاورم برایش تا دوباره استفاده کند.

اعتراف می‌کنم که از یک میوه‌فروش به احتمال زیاد کم‌سواد و کم اطلاع انتظار چنین حرف و نظری را نداشتم. وقتی توجه به محیط زیست را در چنین آدمی هم می‌بینم به آینده امیدوارتر می‌شوم. (بگذریم که من اصولا یک امیدوار ذاتی هستم که کلا معتقدم آخرش همه‌چیز درست می‌شود.)

/ 11 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شکیلا

اینه که دوست ترت دارم

سمن

خیلی خیلی از این کار خوشم میاد [لبخند]

سارا

البته تاثیرش روی دوستانت را هم از قلم نینداز. از روز تاریخی "میدوون شوش" تا امروز شاید خود من مصرف پلاستیک ام تقریبا یک/پنجم شده باشد از بس که دوست داشتم این کیسه رنگی ها را!!!!!!!

رهاد

بقالی و میوه فروشی میفهمند دوستان واطرافیان من نه! خیلی لذت بردم دوست نادیده. دغدغه مشترک داریم من هم همیشه همین کار رو میکنم. بقال هم میدونه که من ازش کیسه نمیگیرم و تشویق میکنه و میگه کاش بقیه هم بدون کیسه میبردند اما اگه بهشون کیسه ندم فکر میکنند خسیسم.

NC

ساناز عزیز، آدم با خودش می گه وقتی می شه تو یه همچین حرکت شایسته ای به یه دوست قدیمی همراه شد، چرا نباید این کارو کرد. از امروز افتخار هر پیشرفتی که در زمینه کمتر مصرف کردن کیسه پلاستیکی داشته باشم متعلق به توست!

یکی مثل خیلیا

واقعنی بیاین نوشته‌های «خاطرات کیسه نگرفتن» رو شروع کنید، اگه کمک خواستین منم کمک میکنم، هر روز سر کیسه نگرفتن با سوپری محل یه ماجرا دارم.

حالا شاید میوه فروشه هم بیسوادنبوده من هم لیسانس دارم اونم ازدانشگاه دولتی ورشته مهندسی ولی تواین مملکت مجبورم کارهایی بکنم که بعضی از ماموران دولتی توگزارششون ازمن به اسم مستخدم یادکردن واقعا مملکته داریم

رحتا

نمیدونم اما شاید اگه این میوه فروش محله شما، توی نارمک میوه فروشی می کرد و جای فروختن گوجه فرنگی ارزانتر به بعضی ها از این جور حرفها میزد شاید الان وضع محیط زیست و ایضا دریاچه اورمیه بهتر بود.

مریم گلپایگانی

چه خوب من هم خوشحال شدم:)