وارد سی و سه سالگی می‌شویم!

 

کمتر آدمی را در این سی‌و‌دو سال عمری که از خدا گرفته‌ام، دیده‌ام که اندازه خودم با روز تولدش حال کند.

اولین روزی که در تقویم سال نو به دنبالش می‌گردم روز تولدم است. فصل مورد علاقه‌ام فصلی است که در آن متولد شده‌ام. از اول ماه مهر تا روز تولدم روزشماری می‌کنم به هفته آخر که ‌می‌رسم کار به شمارش ساعت‌ها و دقیقه‌ها می‌رسد. و برایم واقعا مهم است که آدم‌های نزدیکم برای تولدم چه می‌کنند. خودم هم حتما برای خودم هدیه تولد می‌خرم.

همه این‌ها را گفتم که در وبلاگم هم تولدم را جشن گرفته باشم.

جهت اطلاع همه علاقمندان هم اعلام می‌کنم که سی‌و‌دو سالگی را پشت سر گذاشتم و سی‌وسه سالگی را آغاز کردم.

و البته بازنویسی داستان‌هایم را هم تمام کردم.

 

 

/ 27 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غزل

تولدت مبارک ساناز عزیز. امیدوارم همیشه سالم و شاد باشی.

سارا پارسی

اعتراف می کنم که تنها روز تولدی از دوستانم را که هرگز فراموش نمی کنم و از همان اوایل ماه برایش برنامه ریزی می کنم تولد تو است!!!! حالا که این را خواندم فهمیدم چرا! تولدت مبارک و مبارک و مبارک

شیوا

تولدت مبارک ...خودت ...وبلاگت ...کتابت ...

هويت نامعلوم

تولدت مبارک ساناز جان[گل] امیدوارم سلامت و خوشحال و موفق باشی.

شاهو

تولدت مبارک شاد و پیروز و سربلند باشی

تربچه

دوست خوبم ، تولدت مبارك . اميدوارم سي وسه سالگيت همراه با شادي ، موفقيت هاي فراوان و سرشار از سر زندگي باشد.

سمانه

[لبخند] دیر اومدم اینجا ولی با اعتماد به نفس! تولدت رو به هممون تبریک می گم[گل] واقعآ خوشحالم که به دنیا اومدی. در ضمن کتابخونه م ، بی صبرانه منتظر در آغوش کشیدن کتابی با امضا سانازه[بغل]

s

حقیقت وراستی را برای روز تولدت بهت هدیه میکنم شاد باشی

پونه

اول اینکه منهم مثل تو سی و سه ساله ام و اول سال که میشه و تقویم ها در میاد عین خودت دنبال روز تولدم می گردم...دوم اینکه تولدت مبارک و سوم و مهمتر اینکه بازنویسی را تموم کردی بهت تبریک میگم چون من دچار یک تنبلی عجیب و غریبی شدم که نگو.

بهار

ساناز عزيز تولدت مبارك. هميشه سلامت شاد و سرفراز باشي