تنگ نظری ؟!!؟

در پيام های مربوط به يادداشت چند روز پيش ( مهمانی شام ) يادداشت زير نوشته شده :
فکر نمی کنيد که شما با تنگی نظر خيلی از مسائل شخصی و دوستی بين دو نفر رو با حق آزادی زنان اشتباه می گيريد. اين اشتباهی بود که سالهای هفتاد و هشتاد هم توی غرب خيلی از آدمها تجربه کردن و زمانی طول کشيد تا بتوانند بين آزادی زنان و مسائل عشق و محبت تفاوت قائل شوند.
به وبلاگ نويسنده پيام سر زدم . پيام گير نداشت . تا پاسخ بدهم . بنابراين اينجا چند خطی مينويسم تا نظرم را در اين زمينه ، گفته باشم . به اين اميد که فرهاد باز هم به اينجا سر بزند .
من ادعايی ندارم که تنگ نظر نيستم . من يک زن ايرانی هستم و با توجه به رشته تحصيلی ام با محيط هايی که مردانه( دانشکده های فنی و شرکت های فنی تر ) ناميده ميشوند ، بيشتر در تماس بوده ام . و هميشه شاهد پايمال شدن حقوق زنان بوده ام . اين موضوع ميتواند به تنگ نظری نيز منجر شود . من معتقدم به دليل تربيت غلطی که محصول جامعه مرد سالار ماست ، بسياری از زنان ، خود با رفتارهای نادرست به تداوم نظام مرد سالار کمک ميکنند . بنابراين سعی ميکنم به رفتارها حساس باشم ، تا اگر نشانه ای از اين موضوع ديدم ، عکس العمل نشان بدهم . ( ادعا نميکنم بهترين عکس العمل ) . به نظر من کارا ترين روش در اين موارد ، آگاهی دادن است . يکی از جاهايي که من ميتوانم با ديگران ارتباط برقرار کنم ، اينجاست . بنابراين مينويسم . دقيقا به اين دليل که چنين رفتارهايی را ، مسائل شخصی و دوستی بين دو نفر ، نميدانم . چون تقريبا در روابط اکثريت جامعه ديده ميشود . در ضمن اين رفتارها را ، مسائل عشق و محبت ، نيز نميدانم چون کاملا يک طرفه هستند . و تنها از جانب زنان چنين رفتارهايی ديده ميشود . در جامعه ايران که بر اساس تربيت مردسالار ، مردان سعی ميکنند ابراز احساسات نکنند . چرا زنان بايد برای نشان دادن ميزان عشق و محبتشان ، شخصی ترين کارهای مردان را به عهده بگيرند ؟‌ شما چند زن را ميشناسيد که با وجود از بين رفتن عشق سالهای گذشته همچنان برای همسرش غذا ميکشد ، ميوه پوست ميکند ، جورابهايش را ميشويد ، لباسهايش را اتو ميزند و حتی لباس زير برای او ميخرد ؟ و در چند درصد اين موارد ، مرد اين رابطه نيز کارهای مشابهی را انجام ميدهد ؟ اگر اين رفتارها بر اساس عشق شکل ميگيرند ، چرا هميشه يکطرفه هستند ؟
من همسرم را عاشقانه دوست دارم ولی هرگز نيازی نديده ام برای ابراز عشقم جورابهای کثيفش را بشويم . من او را ميبوسم ، نوازش ميکنم و در مقابل او نيز . و هر کدام برای خودمان غذا ميکشيم و با لذت تمام در کنار هم غذايمان را نوش جان ميکنيم .


/ 5 نظر / 3 بازدید
بانو

موافقم!به قول دوبونت ها از اونم بالاتر کاملا موافقم. من با مردی که ابراز عشق رو شستن حوراب بدونه یه خورده که حه عرض کنم زیادی مشکل دارم!!!

farhad

من هميشه ستايشگر زنان آگاهی بوده ام که برای آزادی و احقاق حقوق حقه ی زنان مبارزه می کنند. مردانی که در کنار این زنان زندگی می کنند از خوشبخت ترين ها هستند. فشارهای اجتماعی به زنان در هر جامعه ای بخصوص در اجتماع خانواده بايستی سرکوب شود و از ميان برداشته شود. اگر شوهری به زنش بگويد که برايش غذا بکشد و این را وظيفه ی زنش بداند واقعا که قابل نکوهش است. ولی من نمی فهمم شما چطور وسط این ميهمانی جوراب کثيف شوهرتان را روی ميز شام می اندازيد

شيوا

به نظر من هم آگاهی دادن در حال حاضر يکی از بهترين کارهاييه که می‌تونيم انجام بديم، اين آگاهی دادن می‌تونه با رفتارمون باشه. اميدوارم تو و پويا سال‌های سای در کنار هم شاد و خوشبخت باشين

جادي

آگاهی ؟ زنده باد آگاهی. اما من با هر جور سرکوب مخالف هستم٬ حتی اگر سرکوب « فشارهای اجتماعی به زنان در هر جامعه ای بخصوص در اجتماع خانواده‌ » باشد. سرکوب لازم نيست. اوه... گواهينامه ليلا رو آوردن (: شيرينی بگيرين.... يک و سی و پنج دقيقه پنجشنبه !

سمن

من يه آشنام که به تازگي فهميدم شما هم وبلاگ دارين.اومدم اينجا و مقدار زيادی از نوشته هاتون رو خوندم.انصافا از مطلب <<مهمانی>> که نوشته بودين و این مطلب توضیحیتون خيلی لذت بردم٬خيلی قشنگ بود و من هم کاملا باهاتون هم نظرم.کاش جدا خيلی از خانمها سعی می کردن اين چيز ها رو بفهمن:)ممنون