بی جنبگی !

از قدیم و ندیم گفتن آدم بی جنبه نه شاخ میخواد نه دم ! خلاصه که منم بی جنبه ام ! حرفی هست ؟

همه اینها رو گفتم که بگم یک داستان تازه گذاشتم تو وبلاگ داستانهام . تقصیر خودتونه انقدر از داستانم تعریف کرین که پر رو شدم . گفتم که بی جنبه ام .

/ 2 نظر / 3 بازدید
.

من داستانت رو خوندم ساناز. ولی چون حالم خوب نیست ترجیح دادم اونجا نظر ندم. یه جوری من داستان قبلی رو بیشتر دوست داشتم. نمی دونم چرا. طرز نوشتن و اینها رو که نمی فهمم. ولی چون حالم خوب نیست باز نمی تونم مطمئن باشم و اینکه حال بدم همزمان شد با این نوشته چه اثری داره. مرسی که داستانت رو گذاشتی برامون که بخونیم و باز هم بذار لطفا.... :)

میلاد خوشخو

داستان قشنگی بود! خوشحال میشم اگه به من هم سر بزنی!