بازی ویلاگی : قوانین زندگی

 

اینها قوانینی است که ساناز برای ساناز تعریف کرده. و معنی اش این نیست  که صد در صد و کامل اجرایش می کنم.

١. خودت رو دوست بدار. خودت اولین اولویت خودت باش. به خودت احترام بگذار و محبت کن. ساناز را با تمام ضعفهایش و با تمام نکات مثبتش عزیز بدار.

٢. هیچ آدمی در دنیا در مقابل تو وظیفه ای ندارد. اگر می خواهی روابطت پایدار باشد از هیچ آدمی توقعی نداشته باش. درخواست بکن ولی انتظار نداشته باش هر چه که از آدمها می خواهی انجام شود. تو هم وظیفه ای در برابر کسی نداری. کاری را انجام بده که از آن لذت ببری.

٣. وقتی فرصتی برای شادی کردن و لذت بردن داری استفاده کن.

۴. وقتی از مشکل آدمی باخبر می شوی، اگر می توانی کمک کن اگر نه دلسوزی نکن.

۵. برای آنکه خودت راحت تر زندگی کنی سعی کن آدمها را درک کنی. آدمها با گذشته شان و شرایط حالشان.

۶. بعضی رابطه ها زمان دارند. وقتی حس می کنی رابطه ای دیگر نا ندارد. رهایش کن. اگر از عمر رابطه چیزی باقی باشد دوباره شکل می گیرد. اگر نه غصه اش را نخور.

٧. چیزی که نیازی نداری نخر حتی اگر خیلی ارزان باشد. و چیزی که دوست داری یا نیاز داری  را بخر حتی اگر به نظرت گران است. و اگر چیزی می خری که مشابهش داری آن را که کمتر دوست داری ببخش.

٨. اگر از چیزی استفاده نمی کنی آن را در اختیار کسی بگذار که از آن استفاده کند. انبار نکن. 

٩. به احساساتت احترام بگذار. خودت را مجبور نکن برخلاف احساست عمل کنی.

١٠. محبتت را به آدمی که دوستش داری نشان بده.

١١. رفتارت با آدمها و میزان احترامی که به آنها می گذاری نباید ربطی به دارایی ها. مدرک تحصیلی یا مقامشان داشته باشد. کسی که میزت را دستمال می کشد همانقدر انسان است که رئیست. اگر می خواهی انسانی رفتار کنی باید به هر دو یک اندازه احترام بگذاری.

١٢. تو آنقدری روشنفکری که به عقاید روشنفکرانه عمل می کنی. دیگران هم. حرفهای روشنفکرانه زدن هیچ ارزشی ندارند.

دعوتتان می کنم: دنیای رنگارنگ، شوایک، اندک شرری،حرفهای ساده، ردپای خیس باران، آلما، صراحی، راه،بارانی از غزل.

 

/ 18 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهروز

یکی از ویژگی های آن آدم های خوب این است که من ازشان چیزهای خوب یاد می گیرم ![بغل]

سپیده ش

خیلی عالین. منم سعی می کنم به زودی بنویسم. مرسی[لبخند]

سپیده ش

اینقدر دوست دارم قوانینت را که از بعضی هاشون نمی تونم بگذرم.

میم

2و 4و 5 و 6! خیلی آزاد اندیشی هست تو این قوانین! تو خیلی خاصی و گمونم حسادت خیلی‌ها رو برانگیخته کردی تا حالا! شاد و آزاد زی همیشه.[گل]

شکیلا

ممنون از دعوتت. اما در حال حاضر تو مود نوشتن نیستم. شاید وقتی دیگر.

سارا پارسی

بازم بازی! خب چی میشه بنویس دیگه! حالا ناز نکن بیا این بازی رو هم بازی کن![نیشخند]

Ng

دوست جونم دیدی بازی که ساختی تا کجاها ادامه پیدا کرده؟! :)

علی حیدری

من عاشق قانون های ناخودآگاهم. چون بعضی وقتها این قوانین دست و پای آدم را می بندند. باید در لحظه موضوع را سبک و سنگین کرد این تنها قانون من است.

لارسپیوا

زندگی همین است که هست ساناز. دست نگهدار، پا نه

پریا

تک تکشون رو کاملا درک می کنم و به نظرم فوق العاده هستند. من هم یه بار تو سررسیدم برا خودم قانون نوشتم. خیلی هاش مشترک بود. اما انجامشون از نوشتنشون خیلی سخت تره. سخت ترین ها: 1، 5. با 9 زیاد موافق نیستم.